استادیار گروه معماری، واحد پردیس، دانشگاه آزاد اسلامی، پردیس، ایران
چکیده
شناخت آثار معماری، بدون شناخت نفسِ پدیدآورنده آن، موضوعی است که امروزه در حوزه آسیبشناسی معماری معاصر، قابل تأمل است. ازآنجاکه معماری پدیدهای است که خالق و مخاطب آن انسان است، پرداختن به مسئله ادراک نفس اهمیت بسیار بالایی دارد. امروزه خلط انواع معماری، فارغ از بررسی نفس خالق اثر، موجب مجاز شمردن هرگونه خوانشی نسبت به هر اثری شده است. این در حالی است که نوع نفس معمار بر اساس اینکه بر چه نوع معرفتی استوار است، میتواند حقیقتمحور بودن یا نبودن اثر را رقم بزند. هر اثری از اندیشهای حاصل میشود و هر اندیشهای متأثر از ادراک نفس نسبت به سه موضوع انسان، عالم و خدا است. ازهمینروی اثری میتواند حقیقتمحور باشد که اندیشه آن معطوف به حق باشد و به دنبال آن اندیشهای میتواند حقمحور باشد که از سیر درست ادراکی نسبت به عالم، انسان و خدا حاصل شده باشد. به همین دلیل پژوهش حاضر با روش مطالعات اسنادی، از تحلیل محتوای کیفی، برای تحلیل و داوری دادههای استخراج شده از آیات و احادیث و متون اسلامی استفاده نموده و با تکیه بر مبادی حکمت صدرایی، علت حقیقتمحور بودن آثار معماری اسلامی را در نحوه ادراک متفاوتِ نفس معمار متأله معرفی نماید که ادراک از نوع استحسان و خلق از نوع تمثیل در نفس مطمئنه معمار منتج به ایجاد آثاری شده است که معیت اتحادی را با عالم، انسان و خدا رقم زده است.
اشرافی,نسیم . (1398). تبیین ادراک استحسانی و خلق تمثیلی در معماری اسلامی( حقیقت محور) با تکیه بر نفس معمار متاله (بر گرفته از آراء ملاصدرا). الهیات هنر, 1398(15), 5-38.
MLA
اشرافی,نسیم . "تبیین ادراک استحسانی و خلق تمثیلی در معماری اسلامی( حقیقت محور) با تکیه بر نفس معمار متاله (بر گرفته از آراء ملاصدرا)", الهیات هنر, 1398, 15, 1398, 5-38.
HARVARD
اشرافی نسیم. (1398). 'تبیین ادراک استحسانی و خلق تمثیلی در معماری اسلامی( حقیقت محور) با تکیه بر نفس معمار متاله (بر گرفته از آراء ملاصدرا)', الهیات هنر, 1398(15), pp. 5-38.
CHICAGO
نسیم اشرافی, "تبیین ادراک استحسانی و خلق تمثیلی در معماری اسلامی( حقیقت محور) با تکیه بر نفس معمار متاله (بر گرفته از آراء ملاصدرا)," الهیات هنر, 1398 15 (1398): 5-38,
VANCOUVER
اشرافی نسیم. تبیین ادراک استحسانی و خلق تمثیلی در معماری اسلامی( حقیقت محور) با تکیه بر نفس معمار متاله (بر گرفته از آراء ملاصدرا). الهیات هنر, 1398; 1398(15): 5-38.