<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>الهیات هنر</title>
    <link>https://el.itaihe.ac.ir/</link>
    <description>الهیات هنر</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 19 Feb 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 19 Feb 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل زیبایی های لفظی و معنوی تشبیه همسران به لباس در آیه «هُنَّ لِبَاسٌ لَکُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ» (بقره: 187)</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_716970.html</link>
      <description>قرآن کریم، کتاب الهی هدایت بشر است و از شیوه‌هاى متفاوت بیانى براى این امر استفاده کرده است. تعبیر دقیق و جذاب &amp;amp;laquo;هنّ لباس لکم و انتم لباس لهنّ&amp;amp;raquo; در انتقال این مفاهیم و مقاصد سخن، دارای قابلیت فوق العاده و مشتمل بر زیبایی‌های لفظی و معنوی است. با نظر به اهمیت بحث از زیبایی‌های لفظی و معنوی آیات قرآن کریم، این مقاله با هدف تحلیل ادبی ـ بلاغی تشبیه همسران به لباس و دیدگاه عالمان و مفسران اسلامی به کشف و تحلیل زیبایی‌های لفظی و معنوی این تعبیر پرداخته و محسّنات لفظی آیه را با استفاده از این تمثیل قرآنی در قالب نکات ادبی ـ بلاغی نظیر تشبیه، استعاره، کنایه، ایجاز و آرایه عکس بیان کرده است. نیز از بعد معنوی، نکات اخلاقی، تربیتی و رفتاری مانند اصول انتخاب همسر، چگونگی روابط زوجین و کارکرد روابط شایسته همچون آرامش‌بخشی متقابل، زینت‌گری و آراستگی، همزیستی محبت‌آمیز و معاشرت نیکو، پیوند و اتحاد بین همسران را استخراج کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی سیر تحول و تطور ویژگی های نقاشی های شمایلی علی ع و حسنین ع در هنرهای های مختلف دوره قاجار</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_716966.html</link>
      <description>نقاشی های شمایلی جدا از جنبه تاریخی آن می توانند یکی از نمودهای فن و مذهب و هنر در دوره های مختلف باشند. یکی از مهم ترین جنبه های اهمیت مطالعه دراین موضوعات انتقال سنت های مذهبی با تاکید بر شیعه نگاری در بازنمایی حضرت علی ع و حسنین ع است که درهنرهای های مختلف و با کیفیت های بصری متفاوتی در دوره قاجار تکرارشده است. جدا از ویژگی های بصری و تزیینی آن از لحاظ مذهبی تاکید بریک نقش مذهبی، زمینه مناسبی را بر تاکید بر مذهب شیعه و علاقه به آن در دوره قاجار منعکس می کند. هدف این پژوهش پی بردن به سیر تحول و تطور و نحوه بازنمایی امام علی ع، امام نخست شیعیان به همراه حسنین ع است که به همراهی دو غلام و یا به تنهایی بارها و بارها در هنرهای متفاوت ترسیم شده است. سوالات پژوهش به این شرح است: چه تحولات تجسمی درخصوص بازنمایی چهره امام علی ع و حسنین ع در شمایل نگاری هنرهای متفاوت دیده می شود؟ ویژگی ساختاری این تصاویر چیست و دارای چه شباهت و تفاوت هایی در تصاویر هستند؟ روش تحقیق دراین پژوهش توصیفی- تحلیلی با رویکرد تاریخی بوده است و تحقیق از نوع کیفی است. پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای و بررسی نمونه های موزه ای انجام شده و شیوه تحلیل آثار براساس قواعد تجسمی و اصول به کاررفته در ویژگی های ظاهری تصاویر نقاشی است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که هنرهای متعددی که به بازنمایی این سه نفر می پردازد</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مقایسه‌ای دیدگاه حلقه فرانکفورت و نحله سنت‌گرایی درباره هنر مدرن: با تکیه بر دیدگاه تئودور آدرنو و سیدحسین نصر</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_716972.html</link>
      <description>مدرنیسم که از بطن مدرنیته پدید آمده است، نمایانگر تغییرات گسترده‌ای در جهان مدرن است. مدرنیته پس از رنسانس در غرب ظهور کرد و با محوریت انسان، آزادی و اصالت فرد، درصدد تغییر امور برآمد. هنر نیز از این فرایند متأثر شده و تحولات زیادی را تجربه کرده است. موضوع هنر مدرن و بحران مدرنیته همواره مورد توجه متفکران بوده و منتقدانی مانند اندیشمندان مکتب فرانکفورت و نحله سنت‌گرایی، نظریه‌های انتقادی درباره آن وضع کرده‌اند که در این پژوهش به بررسی تطبیقی نظرات آن‌ها با تأکید بر آرای آدورنو و نصر پرداخته می‌شود.این پژوهش در صدد پاسخگویی به این سؤال است که تفاوت و شباهت‌های دیدگاه مکتب فرانکفورت و نحله‌ی سنت‌گرایان درباره‌ی هنر مدرن با تکیه بر دیدگاه تئودور آدورنو و سیدحسین نصر چیست؟ نتایج نشان می‌دهد که نصر، از موضعی سنت‌گرایانه هنر مدرن را بررسی کرده و بر حفظ ارزش‌های سنتی تأکید دارد و همچنین هنر را وسیله‌ای برای انتقال حقایق معنوی می‌بیند. از سوی دیگر، آدورنو نیز با رویکردی انتقادی هنر مدرن را نقد می‌کند و هنر را وسیله‌ای برای نقد جامعه سرمایه‌داری می‌داند. در نهایت، این پژوهش نشان می‌دهد هر دو مکتب به نقد هنر مدرن پرداخته‌اند اما از زاویه‌ای متفاوت و هر دو دیدگاه می‌توانند به رفع مشکلات هنر مدرن کمک کنند. این نوشتار با روش توصیفی-تحلیلی بر اساس مطالعات کتابخانه‌ای، هنر مدرن را بر اساس نظریه‌ی این دو مکتب بررسی می‌کند و در ادامه به مقایسه دیدگاه‌ها می‌پردازد. پژوهش حاضر از نظر هدف توسعه‌ای و از منظر ماهیت داده نیز جزو پژوهش‌های کیفی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و نقد تبیین نقش معمار در تلقی معماری اسلامی به مثابه هنر مقدس</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_716967.html</link>
      <description>یکی از بنیان‌های اصلی تعریف هنر و معماری اسلامی مفهوم هنر مقدس است. این پژوهش با معرفی معماری اسلامی به مثابه هنر قدسی از سوی متفکران و پایه‌گذاران این مفهوم به بررسی چگونگی تبیین علت فاعلی در هنر و معماری مقدس می‌پردازد. پرسش اصلی این پژوهش این است: تبیین معماری اسلامی به مثابه هنر مقدس نقش معمار و جایگاه اراده‌ی او را در مسیر آفرینش اثر معماری چگونه تفسیر می‌کند و چه شروط و وظایفی را برای او تبیین می‌نماید؟ رویکرد و روش تحقیق، کیفی و ترکیبی مبتنی بر مرور ادبیات و تحلیل محتوا، تعریف چارچوب مفهومی و تجزیه تحلیل تطبیقی و انتقادی است. پس از بررسی و تحلیل ادبیات موجود، دو قول غالب برای تبیین نقش هنرمند شناسایی گردید. قول اول و قول رایج، قولی است که هنر اسلامی را هم‌مسیر با سیر نزولی خلقت، و مستقل از هنرمند و مبتنی بر حیات‌مندی و اراده‌مندی اسلام و هنر اسلامی تبین می‌کند. قول دیگر و کمتر پرداخته شده، به بازگرداندن نماد‌ها و کثرت به مبدأ یگانه اشاره دارد. در این قول صرف تبعیت از الگوهای سنتی برای تحقق هنر قدسی ممکن نیست و اصالت در سیر صعودی هنرمند است. در این میان نقش اراده و عشق و انگیزه‌ی معمار و انتخاب او در انطباق طرح خود با زمان و مکان، در عین وفاداری به مأموریت و هدف مقدس معماری اسلامی، در کنار تبعیت از سنت و قوانین، نقشی پررنگ و حائز اهمیت است که در مطالعات نظری معماری اسلامی به مثابه هنر مقدس، جای تبیین بیشتری دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی و تحلیل مصادیق شر در نگاره‌های فالنامه‌ی پراکنده‌ی تهماسبی بر اساس آراء متفکران اسلامی</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_712104.html</link>
      <description>مسأله‌ی شر که از پیچیده‌ترین مسائل فلسفی است، همواره مورد تعمق متفکران بوده‌است. سقراط و افلاطون و ارسطو آنجا که از خیر اعلی و خیر اخلاقی بحث‌کرده‌اند، مسأله‌‌ی شر را نیز مورد بررسی قرارداده‌اند. متفکران اسلامی هرگاه از خیر سخن گفته‌اند، از عدم وجود خیر به‌عنوان دلیلی برای اثبات آن یادکرده‌اند. از دیرباز نبرد خیر و شر در نگاره‌های ایرانی و به‌خصوص شاهنامه‌ها به‌تصویر کشیده ‌شده و ویژگی‌های بصری متفاوتی برای شر در مقابل خیر در آن‌ها لحاظ شده‌‌است. از جمله نگاره‌هایی که نمود انواع شر به‌دفعات در آن‌ها قابل‌تشخیص است، نگاره‌هایی مربوط به فالنامه‌های مصور می‌باشند. پژوهش حاضر به هدف تشخیص مصادیق شر در نگاره‌های فالنامه‌ی پراکنده‌ی تهماسبی، بر اساس آراء متفکران اسلامی به شیوه توصیفی- تحلیلی و بر اساس مطالعات کتابخانه‌ای و اسنادی با رویکرد کیفی انجام شده‌است. آثار به‌صورت طبقه‌بندی و هدفمند انتخاب و سپس انواع مصادیق شر در نگاره‌ها مشخص و بر اساس آراء متفکران اسلامی بررسی و با آن‌ها تطبیق داده خواهدشد. این پژوهش در پاسخ به این سوال است که: مصادیق شر در نگاره‌های فالنامه‌ی پراکنده‌ی تهماسبی بر اساس آراء متفکران اسلامی کدامند و چگونه نمود یافته‌اند؟ یافته‌ها نشان می‌دهد مصادیق شری که در فالنا‌ها نمود یافته‌است، برمبنای انواع مصادیق برشمرده شده توسط متفکران اسلامی یعنی شر طبیعی، شر اخلاقی و شر مابعدالطبیعی تصویر شده و با آن‌ها قابل تطبیق است، همچنین نمود مصادیق شر مابعدالطبیعی از سایر انواع آن بیشتر بوده و با تصاویر سایر موجودات و حتی انواع دیگر شر متفاوت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>زیبایی شناسی گونه های تشبیه منفی در نهج البلاغه</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_716973.html</link>
      <description>تشبیه از مهمترین ارکان بلاغت و در قلّه اسلوبهای علم بیان، از دیرباز مورد توجه پژوهشگران زیبایی متون ادبی قرار داشته است. در این میان یکی از اقسام تشبیه که کمتر مورد مداقّه قرار گرفته، نوعی از تشبیه است که هرچند در اصطلاح تشبیه نامیده شده، لکن در نگاه ابتدایی و ظاهر کلام، به جای همانند نمودن میان دو یا چند چیز(مشبّه و مشبّه به) در یک یا چند صفت(وجه شبه)، نفی مشابهت می‌کند از آنها و ظاهر کلام نفی تشبیه است. این نوع از تشبیه منفی در کلمات امیرالمومنین علی علیه السلام در نهج البلاغه بسیار به چشم می‌خورد. از این رو با استقراء تمام موارد تشبیه منفی در نهج البلاغه و بررسی آنها به روش تحلیلی و استنباطی این نتیجه بدست آمده است که تشبیه منفی، گرچه در ظاهر نفی تشبیه است، لکن در حقیقت از دو بخش تشکیل شده است. بخش نخست و پنهان آن، تشبیهی است که در ذهن مخاطب شکل گرفته و بخش دوم و ظاهر آن نفی مشابهت مطلق است و این خود دارای گونه‌های مختلفی است که در این مقاله بیان شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مفاهیم زیبایی شناسی و حکمت اسلامی در آرایه‌های اسلیمی بناهای سامرا</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_716968.html</link>
      <description>عراق سرزمینی کهن است که در همان آغازین روزهای فتوحات مورد توجه مسلمانان بوده و نخستین شهرهای اسلامی چون کوفه و بصره در آنجا بنا شده است. در قرنهای چهارم تا ششم هجری مصادف با حکومت عباسیان، عراق به ویژه بغداد، به عنوان پایتخت، خلافت از رونق بسزایی برخوردار گردید و تا چندین قرن همچنان در اوج ماند و چراغ راهنمای پاره پهناوری از جهان گشت و به دلیل توجهات حکام تحولات فرهنگی و اجتماعی گوناگونی در زمینه حیات اجتماعی مسلمانان اعم از نگرشها و باورها سبک زندگی، اجتماعی زبان مذهب و آداب و سنن صورت پذیرفت. به عبارتی حکومت عباسیان در این دوره درخشان‌ترین دستاوردهای علمی و تمدنی را تقدیم بشریت کرده است. آثار اسلیمی یافت‌شده از سامرا را می&amp;amp;lrm;توان به دو بخش عمده منبت‌کاری و گچ‌بری تقسیم کرد. هرچند که نقوشی هم بر روی قطعاتی مثال سفال یافت‌شده که طرح‌های هندسی و با کمی اغماض اسلیمی را بر خود دارند، اما عمده هنر و تجربه استادکاران این دوره در سامرا بر روی چوب و گچ نقش بربسته است. در آرایه‌های منازل مسکونی سامرا آنچه که از نظر حکمت اسلامی بسیار مهم است، نقوش اسلیمی هستند. کاربرد بعدی این نقوش در جهان اسلام از اندلس تا هند، نشانگر وجهه اسلامی آن‌هاست. گمانه‌ها بر آن است که این نقوش در پی فشارهای فقهی و کراهت تصاویر و تجسم موجودات زنده آفریده شده‌اند. به هر روی، آن‌چه از زاویه دید این پژوهش مهم است، جنبه زیبایی‌شناسانه آن‌ها از منظر حکمت اسلامی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی انسجام زیبایی‌شناسانه در «اشعار انتظار» علیرضا قزوه</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_716969.html</link>
      <description>&amp;amp;laquo;انتظار موعود&amp;amp;raquo; از جمله مفاهیمی است که از دیرباز در شعر برخی از شاعران ایدئولوژیک برجسته شده است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شاعران مذهبی و آیینی، تعهد تقبل و ترویج مفاهیم مهدویت را عهده‌دار شدند. علیرضا قزوه یکی از شاعران متعهد معاصر است که در برخی از اشعارش، به تشریح و تبیین فلسفة انتظار موعود پرداخته است و با بهره-گیری از عناصر و شگردهای منسجم‌کنندة متن، باورها و عقاید شیعی خود را در آیینة اشعارش بازتاب داده است. در این پژوهش با روش توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی و با استفاده از منابع کتاب‌خانه‌ای، عوامل انسجام‌بخشِ &amp;amp;laquo;اشعار انتظار&amp;amp;raquo; و تناسب و تناقض تصویرها و خوشه‌-های خیال در چند مجموعة شعری علیرضا قزوه استخراج و واکاوی گردید. نتایج نشان داد که در مجموعه‌های شعری &amp;amp;laquo;قطار اندیمشک، عشق علیه‌السلام و صبح بنارس&amp;amp;raquo; عوامل انسجام‌بخش - در کنار معانی و مضامین شعری دیگر - به دلیل بهره‌گیری شاعر از شگردهایی نظیر حذف، تکرار واژه، ترادف، آهنگ و توازن و ... از بسامد بالایی برخوردار است. هماهنگی اجزا و عناصر شعر علیرضا قزوه، بر تبلیغ و ترویج آموزه‌های دینی وی می‌افزاید و نظم و تناسب میان مفاهیم، موجب می‌شود که شاعر حق مطلب را به گونة شایسته‌‌ای ادا کند و این هماهنگی، به اندیشة مطرح‌شده در شعرش وحدت و یکپارچگی می‌بخشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی جایگاه اخلاق فردی و جمعی در ضرب المثلها (مورد مطالعه: متون منثور ادب کلاسیک)</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_716971.html</link>
      <description>توجه به اخلاق فردی و اجتماعی، یکی از ارکان اصلی ادبیات تعلیمی است که به شیوههای مختلف در متون ادبی مطرح شده است. یک بخش از آن شامل امثال حکمی فارسی و عربی میباشد که در متون نثر و نظم مورد توجه قرار گرفته است. ضربالمثلها را میتوان بازتاب اخلاق مردم معرفی کرد که در طول قرنها، شاعران و نویسندگان در آثار خود، از آنها، جهت آموزش مردم و ستایش اخلاق پسندیده و نکوهش خوی وخصلت ناپسند استفاده کردهاند. در این مقاله، به شیوه توصیفی و با مطالعه کتابخانهای، متون برجسته منثور از قرن پنجم تا قرن نهم هجری از منظر اخلاقیات فردی و جمعی بررسی شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که با توجه به محتوای آثار، نویسندگان با ذکر امثال فارسی و عربی به بنیان خانواده درجامعه، روابط انسانی با همنوع خود و اخلاق فردی اهمیت دادهاند. موضوعهای محوری امثال، اهمیت بنیان خانواده، تلاش برای به دست آوردن سرمایه زندگی، دوستیها در جامعه، روابط خویشاوندی و اجتماعی مردم را نشان می دهند و همچنین ازدواج و رعایت احترام زناشویی، حفظ رابطۀ خویشاوندی و دوستی و رفاه اقتصادی، توصیه به راستگویی، بخشندگی، هماندیشی، رعایت حق دوستی توصیه شده است و در مقابل، عیب گویی مردم، بیانصافی در رفاقت، بیاحترامی و عدم کمک به همنوع، نکوهش شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین مصادیق و اهمیت علم حصولی در حوزۀ تولید، آموزش و پژوهش هنر</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_716965.html</link>
      <description>چکیدهبررسی رابطۀ میان علم و هنر قدمتی به اندازۀ تاریخ فلسفۀ هنر دارد و از دو سویه قابل ملاحظه است؛ در سویۀ اول، امکان دریافت علم و دانش از هنر مورد توجه است و در سویۀ دیگر، کارایی روش‌ها و ابزارهای علمی در مطالعات هنری مورد بحث قرار می‌گیرد. در این میان، گرچه بررسی رابطۀ میان هنر و علم حضوری و حصولی از سوی فلاسفه و متفکران غربی مورد توجه نبوده‌است (چرا که ایشان یا عمدتاً به این تقسیم‌بندی قائل نیستند و یا نسبت به آن بی‌تفاوت بوده‌اند) اما از سوی برخی نویسندگان معاصر ایرانی حوزه‌های فلسفه یا هنر طرح و با استفاده از نقل‌قول‌هایی از فلاسفۀ غربی درباره "رابطۀ هنر و شهود" به انحصار حوزۀ هنر به علم حضوری و اظهاراتی مبنی بر اینکه &amp;amp;laquo;در هنر هیچ‌گونه علم حصولی وجود ندارد&amp;amp;raquo; منجر شده‌است. تحقیق حاضر با گردآوری داده‌ها به شیوۀ اسنادی و روشی توصیفی-تحلیلی به بررسی این دیدگاه و اشاره به برخی معضلات تحویل کامل حوزۀ هنر به علم حضوری (در زمینه‌هایی چون تولید، تحقیق، آموزش و ارزش‌گذاری اثر هنری) پرداخته، ضمن در‌نظر‌داشتن اهمیت و جایگاه علم حضوری در زمینۀ معرفت بشری و نیز تولید هنری، به نقش و اهمیت علم حصولی در حوزۀ هنر و تحقیقات هنری اشاره می‌کند، شقی میانه را که به اهمیت هر دو بعد (حضوری و حصولی) در حوزۀ هنر آگاه است، پیش‌رو می‌گذارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی لایه‌های پنهان نگاره دست فاتح علی(ع) در فالنامه سلطان احمد اول</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_717122.html</link>
      <description>هر فرهنگ و تمدنی مجموعه‌ای از نشانه‌ها و نمادهای مخصوص به خود را دارد. این نشانه‌ها در درون خود آن چیزی را بازنمایی می‌کنند که در کلیت آن فرهنگ، روح زندگی مردمان جامعه و نظام حاکم را شکل داده است. در فرهنگ ایرانی &amp;amp;ndash; اسلامی نیز از این دست نشانه‌ها و نمادها کم نیستند؛ یکی از این نمادهای جالب توجه، "پنجه خیبر" می‌باشد؛ که در نسخه فالنامه سلطان احمد در اوایل قرن 17 میلادی به منصه ظهور رسیده است، هدف از این پژوهش، شناسایی لایه‌های پنهان در نگاره پنجه خیبر یا دست فاتح علی (ع) است؛ برای نیل به چنین هدفی این سوال مطرح می‌شود که " نگاره پنجه خیبر از چه مفاهیم نمادین برخوردار است"؟ یافته‌ها با مطالعات اسنادی و روش توصیفی تحلیلی گویای این مهم است که پس از ظهور و گسترش اسلام، نماد دست به علت سابقه معنوی اش به بقای خود ادامه می‌دهد؛ &amp;amp;laquo;دست&amp;amp;raquo; همواره در اسلام عضوی با اهمیت بوده و نشانه‌ای بر گشودگی، بخشندگی، مهربانی و دعا محسوب می‌شده است. آنچه که نگاره پنجه خیبر یا دست فاتح علی(ع) را از سایر نمادهای متداول جدا می‌سازد، ارتباط موثق آن با معنویت و به ویژه مذهب گرانقدر تشیع می‌باشد؛ که علاوه بر موضوع نگاره در نقوش و خط‌نگاره‌های آن، این مهم شکل می‌‌گیرد. به عبارتی با فراگیر شدن مذهب شیعه، این نماد به عنوان میراثی از بزرگان مذهب شیعه و توجه به پنج تن آل‌عبا کاربرد وسیع داشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کارکرد زبان هنر در عناصر خمریه عرفانی (بررسی موردی: ساقی‌نامه سید امیرمحمود انوار و خمریه ابن فارض)</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_717123.html</link>
      <description>قرن‌های متمادی است که ادبیات عارفانه، به‌عنوان جلوه‌ای از هنر کلامی، روحبخش آدمی در روزگاران حرمان ناشی از فراق معبود بوده و او را به وادی محبت و بندگی خالصانه کشانده است. این نوعِ ادبی به جهت برخورداری از ظرفیتی گسترده برای بیان نمادین و رمزآلود حقایق، شاعران بسیاری را به سوی الهام گرفتن از این میراث سوق داده و همچون ریسمانی، پاک‌سرشتان گذشته را به ژرف‌نگران آینده پیوند زده است. جستار پیش رو برآن است تا با بررسی کارکرد عناصر خمریۀ عرفانی در قصیدۀ &amp;amp;laquo;باده جان با نوای عشق&amp;amp;raquo; سرودۀ دکتر سید امیر محمود انوار که در شرح و پاسخ خمریۀ ابن فارض به رشتۀ نظم درآمده است، نحوۀ بازنمایی و توصیف آن عناصر را در این اثر تبیین نماید. شیوۀ پژوهش توصیفی&amp;amp;ndash; تحلیلی بوده و یافته‌ها نشان می‌دهد که شاعر ضمن ترجمه و شرح دقیق خمریۀ ابن فارض و توصیف مفاهیم عرفانی در این سروده، با زبان هنر خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام را به نیکی ستوده و وصف برخی عناصر باده عرفانی مانند ساقی، ساغر، شراب و اوصاف آن را برای ایشان و یاران باوفایشان به‌کار برده است و بدین ترتیب از آن عناصر برای بیان مقاصد آئینی خود بهره برده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل مد اسلامی معاصر بر اساس شاخص‌های اسلامی</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_717607.html</link>
      <description>برای درک و تحلیل مد اسلامی معاصر، توجه به این نکته ضروری است که کشورهای اسلامی امروزی در بستر چند پارادایم اساسی شامل اسلام‌گرایی، جهانی‌شدن و باستان‌گرایی قرار دارند. این پارادایم‌ها تأثیر قابل توجهی بر هویت و سبک زندگی جوانان مسلمان داشته، باعث ایجاد برداشت‌های جدیدی از پوشش اسلامی در جوامع مختلف شده است. در این پژوهش، هدف اصلی بررسی میزان انطباق سبک‌های رایج مد اسلامی با معیارهای قرآن کریم در خصوص پوشش است. بر همین اساس، داده‌ها از طریق تحلیل محتوای نمونه‌های متعدد مد اسلامی (مصرف‌کنندگان مد اسلامی، طراحان و برندهای مد اسلامی، متخصصان و پژوهشگران حوزه مد اسلامی، سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی اسلامی)گردآوری شد و سپس به روش تحلیل محتوای کیفی، معیارهای عفاف، حجاب، و مد اسلامی، استخراج شده از آیات قرآن با آنچه امروز به عنوان مد اسلامی در جهان جریان دارد تطبیق داده شد. نتایج کمی نشان می‌دهد که اختلاف معناداری بین پوشش اسلامیِ منطبق با آیات قرآن و مدهای اسلامی موجود در کشورهای مختلف، به‌ویژه در جوامع غربی و نیز کشورهای اسلامی، وجود دارد. این نتایج حاکی از فاصله بین ارزش‌های قرآنی همچون مفهوم عفاف و حجاب، مصرف‌گرایی و تجمل‌گرایی، هویت و فرهنگ پوشش و گرایش‌های معاصر در این حوزه است و می‌تواند به عنوان پایه‌ای برای اصلاح و هدایت مد اسلامی مورد توجه طراحان و فعالان حوزه مد اسلامی معاصر قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خلاقیت هنری در معماری اسلامی از دیدگاه حکمت صدرایی (مطالعه موردی: مسجد آقابزرگ کاشان)</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_732179.html</link>
      <description>موضوع آفرینش هنری همواره موردبحث اندیشمندان و فلاسفه بوده، آن‌ها هنر را همان خلاقیت و آفرینش بدیع ترجمان کرده‌اند. آفرینش در نگاه آن‌ها یک فعل زیبایی شناسانه و کاری هنری است. در این پژوهش خلاقیت از دو منظر معرفت‌شناختی و هستی شناختی موردتوجه قرارگرفته و به بررسی مفهوم خلاقیت انسان و خلاقیت هنری در حکمت متعالیه پرداخته می‌شود. ازآنجاکه تفکرات حکمی فلسفی ملاصدرا در آثار هنری زمان وی و به‌طور خاص معماری آن دوره تجسم‌یافته، برای فهم درست و بهتر خلاقیت در معماری، از دیدگاه ملاصدرا برای این موضوع بهره گرفته می‌شود. روش تحقیق به‌صورت توصیفی- تحلیلی است که به همراه استدلال منطقی به مفهوم آفرینشگری در معماری ازنظر فلسفه ملاصدرا پرداخته می‌شود. یافته‌ها بیـانگر این است که از منظر ملاصدرا، واژگان &amp;amp;laquo;خلق&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ابداع&amp;amp;raquo;، دو واژه کلیدی و بیانگر دو سطح مختلف خلاقیت، &amp;amp;laquo;خلق از ماده&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;خلق از عدم&amp;amp;raquo; می‌باشند. براین اساس، خلاقیت انسان در دو سطح کلی &amp;amp;laquo;خلاقیت متعارفه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;خلاقیت متعالیه&amp;amp;raquo; لحاظ می‌شود. جهت تحقیق بحث جنبه‌های عملکردی، کارکردی و کالبدی را به‌صورت ساختار هندسی کمی (خلاقیت متعارفه) در مسجد آقابزرگ کاشان؛ و جنبه‌های معنوی و معنایی (خلاقیت متعالیه) آن را، هم در ساختار هندسی کیفی و هم در کتیبه‌های و نقوش موجود در مسجد بررسی‌شده است. درنتیجه نحوه بروز خلاقیت متعارفه، در ارائه کالبد و ماده بروز می‌کند و معمار نیاز به قوای ادراکی حسی برای تحقق این امر دارد؛ و خلاقیت متعالیه در حوزه محتوا بروز پیدا می‌کند و وابسته به مرتبه نفس معمار، غنای خزانه معنا و قوای ادراک عقلی در او است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی نماد هاله نور درنگاره های فالنامه طهماسبی و سیرالنبی با تأکید بر شمایل پیامبر(ص)</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_732185.html</link>
      <description>بررسی شمایل نگاری در نگارگری ایرانی و عثمانی مملو از آثاری است که در آن هنرمندان از روشهای مختلفی برای ترسیم چهره ائمه اطهار و اولیاء بهره برده اند. هاله نورانی در نقاشی کشورهای مختلف نمود داشته و استفاده از این عنصر برای شخصیتهای مذهبی، از جمله مواردی است که در نگارگری دو سرزمین به وفور دیده میشود. هدف از این پژوهش شناخت و تطبیق هاله نور در نگاره های فالنامه طهماسبی و سیرالنبی در شمایل پیامبر(ص) میباشد. حال این سؤال مطرح میشود که نماد هاله نور به چه صورتهایی در نگاره های فالنامه طهماسبی و سیرالنبی در شمایل پیامبر(ص) بروز کرده است؟ وجوه اشتراک و افتراق هاله نور در نگاره های فالنامه طهماسبی و سیرالنبی چیست؟ شیوه اجرای پژوهش حاضر به روش توصیفی- تحلیلی خواهد بود. نتایج حاصل، نشان میدهد که نگارگری عثمانی تأثیرات قابل ملاحظه ای از دستاوردهای نگارگران ایرانی پذیرفته است من جمله اینکه نگارگری عثمانی در استفاده از نقاب و پوشش چهره پیامبر(ص) و ترسیم هاله نورانی برای ایشان، تا حد زیادی از نگارگری صفوی تأثیر پذیرفته است. تصویرگران عثمانی با اضافه نمودن عناصر بصری، سعی در متمایز کردن شخصیت اصلی موضوعها در نگاره نسخ داشتند که این ویژگی را نیز میتوان متأثر از نگارگری ایران و تحت تأثیر حامیانی شیعی و همچنین هنرمندانی با تفکرات شیعی دانست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی کشمکش در ادبیات داستانی و مسئلگی در متون دینی</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_732186.html</link>
      <description>یکی از عناصر نگارش در متون داستانی و تدوین فیلم نامه، ایجاد کشمکش در قالب خلق درگیری و به صورت مشخص، ایجاد کنش و واکنش بین شخصیت های داستان است. از سوی دیگر، در تحلیل انعکاسی متون دینی، شناخت مسئلگی متن، نقش مهمی در واکاوی و تحلیل متن دارد؛ به گونه ای که بی‌توجهی به جنبه مسئلگی متن، موجب ایجاد سوء تفاهمات جدی در درک معارف و مفاهیم دینی خواهد شد. &amp;amp;laquo;مسئلگی&amp;amp;raquo;، می‌تواند از این جهت موضوع مشترکی بین حوزه هنر و زبان شناسی باشد؛ از سویی در زبان شناسی، سطح درک معنا از متن را ارتقا دهد و از سوی دیگر در هنر به تاثیرگذاری یک اثر هنری بیفزاید. مقایسه عوامل ایجاد مسئلگی در متن دینی و روش های خلق کشمکش در ادبیات داستانی، این نتیجه را در پی دارد که با توجه به محوریت مخاطب به عنوان عنصر مشترک در مسئلگی و خلق کشمکش و تمایز این دو در ذاتی بودن یکی و خلق کردنی بودن دیگری، همه ابزارها و عوامل خلق کشمکش، در حقیقت بازتولید شده همان عوامل ایجاد مسئلگی در متن است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فرشتگان در ادبیات تعلیمی با تکیه بر متون نظم فارسی</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_732187.html</link>
      <description>عالم بالا و مجردات عناصری هستند که در همه مذاهب و مکاتب تعاریفی از آنها ارائه شده است. فرشتگان یا ملائکه در عالم مجردات جایگاه خاصی دارند. در قرآن خداوند چند نوع فرشته را نام می‌برد که هر گروه دارای وظایفی هستند. در دین زرتشتی هر یک از عناصر جهان طبیعت دارای فرشته‌ای هستند که آنها را مدیریت می‌کند. در اسلام نیز فرشتگان خاصی برای امور مهم تعریف شده‌اند که جزو ملائکه مقرب هستند. فرشتگان به دلیل موجودیت تک بعدی، قابلیت مخالفت امر خدا را ندارند و دائم در حال تسبیح و انجام وظیفه هستند. در این پژوهش آثار تعلیمی فارسی با هدف شناخت جایگاه فرشتگان در آثار تعلیمی منظوم مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه تحقیق این است که در ادب تعلیمی از جهت زاویه به فرشتگان نگاه می‌شود. فرشتگان به عنوان موجودات پاک در برابر موجودان اهریمنی مثل دیو و شیطان قرار دارند و انسان‌ها در پاکی با آنها مقایسه می‌شوند. از سویی در رابطه با فرشتگان مقرب: جبرئیل، میکائیل، اسرافیل و عزرائیل، به کارکرد‌‌های تعریف شده برای آنها اشاره می‌شود و در این رابطه از آرایه‌های مختلف نیز استفاده می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>زبان استعاری نظامی گنجوی در بیان مسائل فلسفی: مساله همه عاشق انگاری</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_732188.html</link>
      <description>حکیم نظامی گنجوی در قامت یک هنرمند، به زبان شعر و در لباس استعاره سخن می گوید اما در عین حال مسائل حکمی و فلسفی را درآثار مختلف خویش هنرمندانه مطرح کرده است. به عنوان مطالعه موردپژوهانه، در بخش دوازدهم منظومه خسرو و شیرین پنج گنج حکیم نظامی عشق را کششی در طبایع خوانده و قوام آفرینش را بسته به آن می‌داند.این تعابیر نشان می دهد حکیم گنجه قائل به معنایی از عشق است که در همه طبایع، به واقع در همه اجزای هستی جریان دارد. در این مقاله با روش تحلیلی-تطبیقی با رویکردی تبارشناسانه ریشه یابی می‌کند که همه عاشق انگاری در جهان بینی نظامی یک تخیل شاعرانه صرف نیست، بلکه بازتابی خلاقانه ازآرای حکیمانی چون ابن‌ سینا و شیخ اشراق است. بوعلی از عشق دو تعریف آورده که یکی تنها بر اساس کمال است و تعریف دیگر علاوه بر کمال، مبتنی بر ادراک است. بنا بر تعریف نخست، هیچ موجودی از شمول عاشقی بیرون نیست، هر چند بیش‌تر اشیا به عشق خویش عارف نیستند. این عشق شامل دو گونه عشق طبیعی و ارادی است. عاشقی در تعریف دوم به موجودات ذی شعور اختصاص دارد. شیخ‌ اشراق نیز به تعاریف ابن‌ سینا وفادار و قائل به عشق فراگیر در دو گونه ارادی و طبیعی است و با زبان نمادین عشق عقلی را به تصویر کشیده‌ است. بنابراین عشقی که در همه اجزای عالم سریان داشته باشد در آرای فلسفی بوعلی و سهروردی ملاحظه شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نمادهای هنری منجی در شعر نیمایوشیج، اخوان ثالث و سهراب سپهری</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_732189.html</link>
      <description>نیمایوشیج آغازگر نمادگرایی هنری در شعر معاصر است. پس از او اخوان ثالث نیز بر همین مسیر قدم گذاشت. سهراب هم شاعری نمادپرداز ودرون‌گراست. یکی از مسائل ارزشمند موردتوجه شاعران بحث منجی و انتظار است. نماد منجی در شعر شاعران موردتوجه به دو روش اشاره‌ی مستقیم و غیرمستقیم قابل‌بررسی است. وابستگی به طبیعت سبب خلق نمادهای طبیعی در شعرشان شده است. نمادهای طبیعی از محتویات ناخودآگاه ذهن شاعر حاصل می‌شود. پدیده‌های طبیعی ازجمله، درخت، رودخانه، گل، گیاهان،آفتاب، قطره، شب، روز، خورشیدو باران با کاربردی نمادین در شعرشان، نقش‌پردازی کرده‌اند. ازپدیده‌های غیرطبیعی به چراغ، ناقوس، فانوس، قایق و جرس اشاره کرد. پرندگان و جانورانی چون مرغ، مرغ آمین، ققنوس، کَرَک، کک کی(گاو نر)، داروگ و سایر موجودات در این نمادپردازی سهیم هستند. هر سه شاعر در شعرشان عهده‌دار بشارت،مردم شده‌اند. این نوع بشارت، بیانگر نوعی رسالت اجتماعی است، تا مردم غافل را بیدار کنند. در این پژوهش چگونگی کاربرد نمادهای هنری منجی بررسی‌؛ و نشان داده‌شده است؛ شاعران موردتوجه برای منجی از چه نمادهایی بهره برده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین رمز و نمادهای عرفانی در چهار آینه صفوی موزه متروپولیتن</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_732190.html</link>
      <description>این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و مطالعات اسنادی به تجزیه و تحلیل چهارآینه‌ای می‌پردازد که متعلق به دوره صفوی است و در موزه هنری متروپولیتن نگه‌داری می‌شود. این چهارآینه از چهار قطعه فلز مستطیلی برگرفته از فلزات رنگین و آبدیده تشکیل شده است. در بخش جلوی این سپر، شکل هندسی هشت‌ضلعی منتظمی دیده می‌شود که دایره‌ای را در مرکزش گنجانده است. بر سطح این فلز آیات قرآنی و اذکار الهی را مشاهده می‌نماییم. یافته‌ها با روش کیفی و با هدف شناسایی مفاهیم و نمادهای عرفانی موجود در چهارآینه صفوی موزه متروپولیتن نشان می‌دهد که این سپرها تنها به عنوان محافظ فیزیکی مطرح نمی‌شدند و بازتاب نور نیز هستند و از خونریزی جلوگیری می‌کنند؛ تصویر آینه در اندیشه صوفیانه برای توصیف راه رسیدن انسان به خودشناسی و معرفت خدا به کار می‌رود. در این گونه تشبیهات، آینه به روح تشبیه می شود که انسان از طریق آن به چیزی بزرگتر از خود آگاه می شود. هشت در نزد صوفیان عددی مقدس محسوب می‌شده و البته دایره‌ای که درون آن قرار دارد علاوه بر نماد جاودانگی با اشعه‌های تعبیه شده در اطرافش نمود خورشید و نور ازلی را درپی دارد، آیات قرآنی نقرشده با رنگ نمادین طلایی بر بخش مرکزی این اثر نیز به بشارت پیروزی به مومنان و پشتیبانی و حفاظت دائمی خدا از آن‌ها توجه دارد. از طرفی اسماء الهی نیز به وجوه نمادین این ابزار جنگی اشاره می کنند.واژگان کلیدی: دوره صفوی، نمادهای عرفانی، زره جنگی، سپر، چهارآینه</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی لایه‌های پنهان در قالی تصویری قاجاری حضرت علی (ع) ساروق</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_732191.html</link>
      <description>توجه به جایگاه امام علی (ع) به‌عنوان ولایت و جانشینی مورد توجه جامعه قاجاری آن زمان نیز بود. بر این اساس نگارندگان تلاش دارند با روش توصیفی تحلیلی و مطالعات اسنادی تک قطعه قالی دست&amp;amp;lrm;بافتی از ساروق را که مزین به شمایل امام اول شیعیان (ع) است را با هدف شناسایی لایه‌های پنهان در این قالی تصویری واکاوی کنند و به این پرسش پاسخ دهند که هنرمندان طراح و قالی‌باف چه لایه‌های پنهانی را در این دستبافته به‌کار برده‌اند؟ یافته‌ها نشان می‌دهد که قالی قاجاری مورد نظر، بازتابی بی‌ریا و راستین از هنر دست هنرمندان ستم‌دیده، بی‌نشان و شیفته حضرت علی (ع) است که‌ در مجالس‌ پُرانس‌ مردم عامه، با حفظ ارزش، هنر، مذهب و سنت، پا به عرصه‌ وجود نهاد؛ هرچند که این‌گونه به تصویر کشیدن‌ باورها، از نقاشی‌های خیالی و قهوه‌خانه‌ای و حتی دیوارنگاری آغاز شد؛ اما کم‌کم روی قالی‌ها نیز نقش بست، به طوری که از بستر دیوار و پارچه رها شد و بر تار و پود دستبافته نشست‌ و با‌ چیرگی دست هـنرمندان طراح و بافنده این دیار، روی فرش جانی دیگر یافت، تا همراه اهل دل، در مجمعی حاضر شود و سبب‌ساز نوعی همدلی و هم‌نشینی با گرایشات شیعی زمانه خود گردد. علاوه بر این‌ها باید اعتقاد شیعیان مبنی بر ستم بر آن حضرت در غصب جایگاه امامت و عدم اعتنا به وصیت حضرت محمد (ص) در واقعه غدیر را نیز افزود و این امر حاکی از تکوین اندیشه شیعی و رشد مبانی نظری آن در طول زمان است که از اثر قابل مطالعه است</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تاثیر آموزه عدل بر آثار هنر اسلامی</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_732192.html</link>
      <description>هنر اسلامی، هنری است که متأثر از مبانی اعتقادی دین اسلام و مذهب تشیع بوده و این تأثیرات باعث شده است که در عمل، سبکی نو در هنر بوجود آید‌ که دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است. یکی از آموزه‌های تأثیرگذار بر هنر اسلامی، اصل عدل است که دومین اصل از مبانی اعتقادی شیعه است. هدف از این مقاله، یافتن جلوه‌های آموزه عدل در هنر اسلامی است و برای فهم این مهم، می‌بایست معانی عدل را در آثار هنر اسلامی جستجو کرد. روش تحقیق در این پژوهش، روش توصیفی-تحلیلی بوده و به‌صورت کتابخانه‌ای، جمع-آوری اطلاعات انجام شده است. نتایج تحقیق، بیان‌کننده این است که از میان معانی عدل، دو معنای &amp;amp;laquo;موزون بودن&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تساوی و نفی هرگونه تبعیض&amp;amp;raquo; در هنر اسلامی جلوه کرده است. تقارن، تناسب و انعکاس در هنر اسلامی نمونه‌هایی از جلوه عدل در معنای موزون بودن است. علاوه بر آن، تساوی و نفی تبعیض نیز که معنای دیگر عدل است در یکنواختی و تکرار نقوش و آثار افقی‌گرا جلوه‌ نموده است. بنابراین اصل عدالت با زبان &amp;amp;laquo;نظم و تعادل و تناسب&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;یکنواختی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تکرار&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;افقی‌گرایی&amp;amp;raquo; در هنر اسلامی بیان شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کارکرد بازنمایی ابزار جنگی و پیکربندی ساختاری نقاشی تک رقعه آبرنگی جنگ حضرت عباس ع و سپاه یزید در دوره قاجار</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_732193.html</link>
      <description>درنقاشی ایرانی با محوریت موضوع جنگ کربلا در دوره قاجار بیشتر آثار بزرگ و در اندازه های طبیعی و با رنگ و روغن تصویرشده اند و آثار کوچک و تک رقعه دراین دوره محدود و نادر بوده اند. دراین پژوهش به یک تک رقعه&amp;amp;laquo;جنگ حضرت عباس ع و سپاه یزید&amp;amp;raquo; پرداخته می شود؛ این تک رقعه به صورت تک برگ و دارای ویژگی های متمایز با سایر آثار نقاشی دراین دوره بوده و تفاوت های سبکی و اجرایی را با نقاشی این دوره مستند می سازد. شناسایی ساختارهای عام نقاشی دوره قاجار، نقش مولف درمعنا بخشیدن به فرم یا تصویر در قراردادهای اجتماعی حایز اهمیت را نشان می دهد و در بازنمایی ابزار؛ از نمونه های واقعی جنگی الهام گرفته است. هدف از این پژوهش مطالعه ساختاری و معرفی یک تک رقعه معرفی نشده مربوط به جنگ کربلا متعلق به دوره قاجار است که با ویژگی های این مکتب در اندازه کوچک و با تاثیرپذیری از رنگ شناسی این دوره تصویر شده است؛ بازنمایی واقع گرایانه ابزار جنگی دراین نقاشی حایز اهمیت است. سئوال اصلی پژوهش دراین مقاله بدین شرح است: این نقاشی دارای چه ویژگی های ساختاری است و تاثیرپذیری آن از ابزار واقعی جنگی چگونه است؟ روش پژوهش دراین مقاله توصیفی- تحلیلی و ازنوع پژوهش های کیفی بوده و گردآوری داده ها کتابخانه ای است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خوانشی الهیاتی از خوشنویسی تصویری در هنر اسلامی</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_732194.html</link>
      <description>رویکردهای پوزیتیویستی و تاریخ‌گرا در مطالعات هنر اسلامی، علی‌رغم دستاوردهایشان در تحلیل ابعاد مادی آثار، به دلیل تقلیل‌گرایی و غفلت از کارکردهای الهیاتی هنر، در فهم و تفسیر مفهومی خوشنویسی ناکام مانده‌اند. این رهیافت‌ها با محدود ساختن معنا به داده‌های باستان‌شناختی، این پرسش بنیادین را نادیده می‌گیرند که آیا این آثار ورای کاربرد ظاهری، واجد کارکردهای معنایی عمیق‌تری برای مخاطب مؤمن بوده‌اند یا خیر.مقالهٔ حاضر با اتخاذ روشی تحلیلی-انتقادی، از این چارچوب‌های متداول فراتر رفته و مفهوم &amp;amp;laquo;الهیات بصری&amp;amp;raquo; را به مثابهٔ یک چارچوب نظری میان‌رشته‌ای برای تحلیل ابعاد دینی و معنایی این شاخه از هنر اسلامی پیشنهاد می‌کند. در این رویکرد، تحلیل اثر بر پایه‌ی یک بررسی دوگانه استوار است: از یک سو، زمینه‌های فکری و الهیاتی برآمده از متون نظری امامیه، و از سوی دیگر، تحلیل مشخصه‌های بصری اثر، به‌ویژه چگونگی بازنمایی &amp;amp;laquo;تصویر&amp;amp;raquo; در قالب &amp;amp;laquo;کلمه&amp;amp;raquo;. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که ارائه خوانشی الهیاتی از خوشنویسی تصویری، مستلزم پیگیری چارچوب نظری‌ای است که اریکا داد با مفهوم &amp;amp;laquo;تصویر کلمه&amp;amp;raquo; بنیان نهاد. بر این اساس، این آثار را نمی‌توان صرفاً متن یا تصویر دانست؛ بلکه باید به جنبه‌های الهیاتی (محتوای کلامی) و شمایلی (فرم تصویری) آن‌ها به طور توأمان توجه کرد. این نگرش، بازتعریف کاربست روش‌های شمایل‌شناسی را برای این حوزه ضروری می‌سازد. از این منظر، خوشنویسی تصویری برای مخاطب مؤمن، یک &amp;amp;laquo;شئ دینی&amp;amp;raquo; عملکردی محسوب می‌شود که درک کامل ابعاد معرفتی آن، تنها از طریق تحلیل همزمان متن و وجه شمایلی آن به مثابه یک کلِ جدایی‌ناپذیر ممکن می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بومی‌سازی فرهنگی و تولید معنای محلی: تحلیل نقوش حضرت ابوالفضل (ع) در بستر آیین شکار قلعه چالشتر</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_732195.html</link>
      <description>قلعه چالشتر در استان چهارمحال و بختیاری، نمونه‌ای منحصربه‌فرد از تلفیق نمادهای مذهبی شیعی با فرهنگ محلی و آیین‌های بومی محسوب می‌شود. این پژوهش با هدف تحلیل فرآیند بومی‌سازی فرهنگی در تصویرسازی حضرت ابوالفضل (ع) در بستر آیین شکار، به بررسی نحوه تولید معنای محلی از طریق تعامل میان کدهای مذهبی، قومی و اجتماعی می‌پردازد.پرسش اصلی پژوهش عبارت است از: چگونه فرآیند بومی‌سازی فرهنگی در تصویرسازی حضرت ابوالفضل (ع) درقلعه چالشتُر شکل گرفته وچه سازوکارهایی درتولید معنای محلی نقش داشته‌اند؟روش‌شناسی این تحقیق مبتنی بر رویکرد کیفی و نظریه &amp;amp;laquo;بومی‌سازی فرهنگی آپادورای&amp;amp;raquo; است که با استفاده از مصاحبه‌های عمقی با ۱۵ نفر از بزرگان و آگاهان محلی، مشاهده میدانی مستقیم، تحلیل بصری نقوش سنگی وبررسی اسناد تاریخی تکمیل شده است. داده‌ها با روش تحلیل مضمونی وکدگذاری باز تجزیه وتحلیل شده‌اند.یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که فرآیند بومی‌سازی مطابق با مدل جریان‌های فرهنگی آپادورای در سه مرحله کلیدی رخ داده است: ورود جریان ایده‌های مذهبی، تعامل و تطبیق با فرهنگ محلی و تولید معنای بومی نوین. این فرآیند، نمادهای شکار و قهرمانی محلی با شخصیت حضرت ابوالفضل (ع) تلفیق شده و هویتی ترکیبی خلق کرده‌اند این فرآیند منجر به خلق فضای مذهبی جدیدی شده که هم ریشه در سنت‌های شیعی دارد و هم پاسخگوی نیازهای هویتی محلی است. بومی‌سازی فرهنگی در این بافت تاریخی، نه تنها موجب حفظ سنت‌های محلی شده، بلکه باعث غنای معناشناختی و عمق بخشی به مفاهیم مذهبی گردیده است. این یافته‌ها اهمیت درنظرگیری فرآیندهای تطبیقی فرهنگی در مطالعات میراث مذهبی و هویت محلی را نشان می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>استنباط حقیقت شرعیه بودن غنا در تعریف آیت الله خامنه ای با توجه به ادله آن</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_732196.html</link>
      <description>تعریف واژه کلیدی &amp;amp;laquo;غنا&amp;amp;raquo; به صورت گسترده در کلمات فقیهان به بحث گذاشته شده و نظریه های بسیار متفاوتی نسبت به آن ارائه شده است. در این میان به نظر میرسد رهبر معظم انقلاب، تعریف جدیدی از غنا ارائه کرده اند که با بررسی دقیق آن، احتمال حقیقت شرعیه بودن آن را تقویت میکند؛ این در حالی است که در کلمات ایشان، تصریحی به این موضوع، دیده نمی شود. با توجه به تأثیر گذاری نظر رهبری در نظام اسلامی، تبیین ماهیت این تعریف اهمیت مضاعفی را در پی دارد. پژوهش حاضر که به روش تحلیلی- توصیفی و به استناد منابع کتابخانه ای نگاشته شده است و با بررسی مفهومی واژه غنا از منظر مقام معظم رهبری در صدد پاسخ به این پرسش اساسی است که آیا میتوان نظریه حقیقت شرعیه در واژه غنا را به ایشان نسبت داد یا خیر؟ پژوهش حاضر به این نتیجه دست یافته است که با بررسی دقیق رویکرد رهبر انقلاب نسبت به تعریف غنا و همچنین توجه به اثبات حقیقت شرعی در زمانی که قید به صورت دائمی در کنار لفظ استعمال نشود، می توان دریافت که ایشان، با استناد به آیه 6 سوره لقمان، برای واژه غنا قائل به حقیقت شرعی شده اند. ویژگی متمایز این تعریف لحاظ قید &amp;amp;laquo;مضل عن سبیل الله&amp;amp;raquo; است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پدیدارشناسی مناره‌ی مساجد شیعه و سنی؛ با نگاهی به پدیدارشناسی دینی الیاده</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_732197.html</link>
      <description>در تحقیق با موضوع &amp;amp;laquo;پدیدارشناسی مناره‌ی مساجد شیعه و سنی&amp;amp;raquo;، هنر معماری مورد تاکید است که همواره به فرهنگ دینی خدمات ارزشمندی ارائه داده و و امر قدسی را در نمادها و مکان‌های مقدس متجلی ساخته است. تحقیق‌های بنیادین پیرامون معماری مکان‌های مقدس و نمادهای آن به‌خوبی زیرساخت‌های فکری و دینی یک جامعه را آشکار ساخته و باعث تداوم و بقای باورهای دینی و فرهنگی شده است. یکی از نمادها، نماد مقدس ستون کیهانی یا همان &amp;amp;laquo;مناره&amp;amp;raquo; بوده که با رویکرد مزبور موجب تمایزاتی در معماری‌ مساجد دو مذهب اسلامی شیعه و سنی شده است. این پژوهش نیز با هدف تحلیل ریشه‌های مذهبی و فرهنگی این تفاوت‌ها، به روش توصیفی-تحلیلی و با گردآوری اطلاعاتِ اسنادی و منابع کتابخانه‌ای و تحلیلی پدیدارشناسانه درصدد پاسخ به این سوال اصلی تحقیق است که &amp;amp;laquo;چرا تعداد مناره‌ها در مساجد شیعه، دو و در مساجد سنی، یک مناره است؟&amp;amp;raquo; به همین منظور، با کمک رویکرد پدیدارشناسیِ دین میرچا الیاده و امکان تطبیق آن با آموزه‌های اسلامی، به درک عمیق‌تری از معنای نمادین مناره‌ها و نقش آن‌ها در ارتباط انسان با نمادهای مقدس دست یافته و روشن گردید: در اسلام سنی، اعتقاد به قرآن به‌عنوان تنها راه هدایت، منجر به ساخت یک مناره در مساجد شده است. در مقابل، در اسلام شیعه، اعتقاد به قرآن و اهل بیت به عنوان دو منبع هدایت، موجب ساخت دو مناره در مساجد شده و این‌گونه تفاوت در باور مذهبی، موجب تمایزاتی در نمادهای مقدس و تعدد مناره‌ی مساجد شیعه و سنی شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دراماتورژی قصص قرآن کریم معطوف به شخصیت‌پردازی</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_732198.html</link>
      <description>چکیده:مقاله حاضر پژوهشی است بنیادین که به روش تحلیلی از طریق گردآوری داده‌های کتابخانه‌ای‌ بر آن است تا پاسخ مناسبی برای این پرسش بیابد که آیا به لحاظ نظری و در ناحیه امکان، قصص قرآن می‌تواند حائز عنصر شخصیت‌پردازی باشند به همان صورت که در شخصیت‌پردازی آثار داستانی و نمایشی مشاهده می‌شود؟پاسخ به این پرسش در ساحت دراماتورژی (تحلیل مؤلفه‌های درام) ممکن خواهد بود. یکی از مهمترین مؤلفه‌های درام &amp;amp;laquo;شخصیت&amp;amp;raquo; است که در تأثیر و تأثر با جریان داستان شکل می‌گیرد و پرداخت می‌شود. از این رو شخصیت‌پردازی روی دیگر حوادث در سلسله علت‌ها و معلول‌ها در محیط داستان است. بنابراین قصه بدون شخصیت پردازی از دایره‌ی ادبیات خارج شده، به تاریخ‌نگاری تعلق پیدا می‌کند. پژوهش حاضر بر ادبیت قصص قرآنی اصرار دارد و با ارائه‌ی الگویی از مفهوم شخصیت‌پردازی در قالب نموداری چند لایه، نشان می‌دهد که هر یک از پیامبران ـ برای نمونه ابراهیم و یوسف ـ از هسته‌ی مرکزی شخصیت، لایه‌ی درونی و لایه‌ی بیرونی شخصیت برخوردارند و این شخصیت ارتباطی معنادار با وقایع داستان ایجاد کرده است. همچنین تغیر و تحول در شخصیت بسته به اقتضائات شخصیت و موقعیت به صورتی رخ می‌دهد که منافاتی با عصمت و شأن پیامبران ندارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خوانش سینمایی سوره شعراء</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_732199.html</link>
      <description>این مقاله تلاش دارد خوانشی سینمایی از سوره شعراء ارائه دهد. محتوای سوره شعراء به سه بخش آغاز، میانه و پایان تقسیم می شود و دارای 15 سیاق است که به هر سیاق به عنوان یک یا چند سکانس و آیات آن به عنوان نماها نگریسته می شود. سه بخش محتوایی به سه پرده سینمایی تقسیم می شود. پرده اول: نگرانی رسول الله (ص) از تأثیر منفی شعرای شیطانی و توجه دادن خداوند به زوج اسمائی &amp;amp;laquo;العزیز&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;الرحیم&amp;amp;raquo;؛ پرده دوم: تمرکز بر روایت عذاب هفت قوم در گذشته، به‌عنوان مصادیقی از اثرگذاری اسماء العزیز و الرحیم، شیوه نزول قرآن، شروع عذاب الیم در آخرالزمان؛ پرده سوم و نمایش اوج داستان: تنزیل کتاب مبین و اِعمال آن توسط ولی الهی، ظهور رهبر حق به همراه یاران خود، پیروزی نهایی. در انتها عناصر سینمایی هر سکانس شامل: لوکیشن، ریتم و تدوین، رنگ، نور و نماهای پیشنهادی ارائه می شود. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است که به صورت تدبر در چیدمان آیات و وحدت موضوعی در کلیت سوره، ساختار محتوایی سوره بررسی و انسجام درونی آیات و سیاق ها کشف می شود. سپس از منظر سینمایی تحلیل می‌شود. نتایج نشان می‌دهد که سوره شعراء با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های دقیق و شبکه‌ای از مفاهیم، ساختاری منسجم دارد که امکان تحلیل آن به‌مثابه یک اثر سینمایی را فراهم می‌کند. هدف این پژوهش بررسی ابعاد هنری قرآن و نقش آن در گسترش سینمای دینی است.علی اصغر فلاح تفتی، دانشجوی دکتری حکمت هنرهای دینی، دانشگاه ادیان و مذاهب قم، 09122868643 ، fallahtafti.aliasghar@gmail.com</description>
    </item>
    <item>
      <title>مفاهیم فقهی حجاب، محرمیت و امنیت در عملکرد کالبدی درونگرایی، حریم خصوصی و خلوت در ایجاد آسایش در معماری سنتی ایران</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_732200.html</link>
      <description>فقه اسلامی به عنوان یکی از مهمترین بخش های فرهنگ و مذهب ایران، تاثیر عمیقی بر جنبه های مختلف زندگی مردم از جمله معماری داشته است. حجاب به معنای اعم آن و نه آن چیزی که فقط از حکم پوشش بانوان تبادر می گردد، فاروق مراتب در دوگانه های بیرون- درون، جمعی- فردی، آشکار- نهان است که با هنر معماری ، سیری از دیگران تا خود، از همهمه تا سکوت، و از پراکندگی تا تمرکز، را می آفریند و مدخلی برای مفهوم سلسله مراتب حریم خصوصی و گامی به سوی خلوت مورد نیاز انسان و احترام به منطقه آسایش فردی است. برخلاف تصور برخی ، حجاب بعد از اسلام به ایران نیامد بلکه پیش از اسلام نیز وجود داشت. حتی حجاب زرتشتیان بسیار مفصل تر بود میل به پوشیدگی از شرقی بودن مردم این سرزمین نشأت گرفته است. محرمیت در معماری و شهرسازی به معنی تعریف فضا به گونه ای است که هم از نظر فیزیکی و هم از نظر معنایی دارای مرز و حریم باشد. اصول و قواعد فقه اسلامی در زمینه هایی همچون حریم خصوصی، محرمیت، پاکی و طهارت و احترام به حقوق همسایگان نقش مهمی در شکل گیری و توسعه معماری درونگرا در ایران داشته است. نتایج حاصل از این تحقیق به روش تحلیل محتوا، نشان می‌دهد که توافق و تخالف قواعد فقهی در باب معماری حقوق فضایی در کالبد معماری را از حجاب تا خلوت مورد نیاز انسان برای وصول به منطقه آسایش فضایی تامین میکند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مفهوم‌شناسی شعبده، تبیین تمایز آن با سحر و کاوشی در حکم فقهی آن</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_732201.html</link>
      <description>شعبده، تردستی یا ریمیاء فنّی است که در آن شعبده‌باز با بهره‌گیری از فنونی خاص و با حرکات سریع دست یا سایر اندام‌های بدن، امری را از چشمان بینندگان پنهان می‌کند و آنان را به شگفتی وامی‌دارد. بسط جوامع مدنی و گسترش رسانه‌ها و تفریحات اجتماعی از جمله عواملی است که واکاوی مفهوم و حکم این عنوان را ضروری می‌نماید. عدم وضوح ماهیّت سحر و اقسام آن و عرضه تعاریف متعدّد از این مفهوم سبب شده است که برخی از اهل لغت، مفسّران و فقها شعبده را نوعی سحر قلمداد کنند و برخی دیگر بر تمایز مفهومی سحر و شعبده تأکید نموده‌اند. مشهور فقهای امامی با تکیه بر اجماع، عمومات حرمت لهو و عمومات حرمت سحر قائل به حرمت شعبده شده‌اند. در این پژوهش سعی بر آن بوده است به روش توصیفی ـ تحلیلی و با بهره‌گیری از منابع اسنادی، به این سؤال پاسخ داده شود که حکم مشهور حرمت شعبده بر پایه چه ادله‌ای صادر شده است و آیا این ادله توانمندی لازم را برای اثبات این حکم دارد یا خیر؟ به تبع این پرسش بنیادی به پرسش‌های فرعی دیگری مانند تبیین ماهیت شعبده و تمایز آن با سحر و بازپژوهی اعتبار ادله حرمت آن نیز پرداخته شده است. نقض صغروی و کبروی در شمول عمومات حرمت لهو، تباین مفهومی شعبده و سحر و احتمال مدرکی بودن آن دلایلی است که مانع پذیرش این حکم فقهی مشهور است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تطبیقی رویکردهای تاریخی و جامعه‌ شناختی درباره ماهیت هنر اسلامی در آرای عفیف البهنسی و فردریک معتوق</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_732202.html</link>
      <description>هنر اسلامی به عنوان یک میراث فرهنگی غنی، نتیجه تعامل آموزه‌های اسلامی با سنت‌های مختلف در قلمرو تمدن اسلامی است و در قالب‌هایی مانند معماری، خوشنویسی و تزئینات هندسی نمایان می‌شود. تعریف این هنر به دلیل تنوع دیدگاه‌ها و تأثیرات تاریخی و فرهنگی همواره مورد بحث بوده است. تاریخ‌نگاران هنر اسلامی را وابسته به شرایط تاریخی می‌دانند، در حالی که جامعه‌شناسان آن را محصول ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی می‌انگارند. این رویکردها به جنبه‌های مختلف ماهیت هنر اسلامی اشاره دارند. پژوهش حاضر به بررسی مفهوم هنر اسلامی از دیدگاه تاریخی و جامعه‌شناختی با اتکا به نظرات عفیف البهنسی و فردریک معتوق می‌پردازد. هدف این است که تمایزها و همپوشانی‌های این دو رویکرد در تعریف هنر اسلامی را کشف کند. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی-تطبیقی است و با مرور منابع کتابخانه‌ای، نظریات دو اندیشمند بررسی می‌شود. نتایج نشان می‌دهد که هنر اسلامی می‌تواند به عنوان امتداد سنت‌های هنری پیش از اسلام و پدیده‌ای نوظهور ناشی از تحولات معرفتی اسلام تحلیل شود. در حالی که البهنسی بر تداوم تاریخی تأکید دارد، معتوق بر گسست معرفتی تمرکز می‌کند، اما هر دو بر این نکته توافق دارند که هنر اسلامی بازتاب‌دهنده جهان‌بینی توحیدی و مفاهیم عمیق معنوی است</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل رنج مومنانه در سینمای اگزیستانسیالیسم بر مبنای الهیات فلسفی کی‌یرکگور</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_734034.html</link>
      <description>کی‌یرکگور رنج را تجربه‌ای عمیقاً درونی می‌داند که از تلاش انسان برای عبور از مرحله‌ی زیباشناسی و سپس اخلاقی و رسیدن به ایمان سرچشمه می‌گیرد. این مسیر، متکی بر مولفه‌هایی چون فردگرایی، شور و مکنونیت است. فرد در امکانی که در مواجهه با امر مطلق قرار می‌گیرد، دچار پارادوکس و رنجی وجودی می‌شود که ناشی از سکوت و غیرقابل ادراک بودن آن است. رنج مومنانه حاصل صیروت یا امکان شدن است. پژوهش حاضر تبیین می‌کند که هرچند سینما قادر به بازنمایی مستقیم امر مقدس و نهایت ایمان نیست، اما می‌تواند با به تصویر کشیدن این مولفه‌ها و رنج ناشی از آن، به ادراک ابعاد وجودی رنج مومنانه نزدیک شود. بنابراین، مقاله‌ی حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و بر مبنای مطالعات کتابخانه‌ای، به تحلیل چگونگی بازنمایی رنج مومنانه از منظر الهیات فلسفی کی‌یرکگور در سینمای اگزیستانسیالیسم می‌پردازد و در نهایت، یافته‌های مقاله نشان می‌دهد که کمال هر تجربه‌ی ایمانی در سکوت نهفته است، و سینمای اگزیستانسیالیسم با تمرکز بر چگونگی بروز این مولفه‌ها و رنج مرتبط با آن، هرچند نمی‌تواند آن‌ را به تصویر بکشد ولی می‌تواند به تبیین این تجربه عمیق از طریق آیرونی سقراطی، اسطوره و تمثیل و بازنمایی مولفه‌ها، کمک شایانی نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش شامل وحدت بر ساختار و کیفیت بینش حافظ</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_735005.html</link>
      <description>گستره تاثیر ادراک دیداری به دلیل ساختار صوری و فیزیکی آن و ارتباط وثیق با مغز و پردازش ذهنی و همچنین تاثیرات عمیق در ابعاد گوناگون اندیشه بسیار وسیع بوده و در ایجاد بینش انسانی موثر است. مسئله اصلی پژوهش حاضر، بررسی ماهیت و کیفیت بینش حافظ است. چراکه وی به مثابه شخصیتی بی بدیل در ادب عرفانی پارسی دارای بینشی جامع و پربار در سطوح متعدد دیدار است و به نظر می‌رسد بعد هنری شخصیت او موجب تعمیق سطح محسوس نگاهش و وجه عرفانی وجودش موجب تعمیق وجه معقول نظر اوست. برهمین مبنا پرسش پژوهش حاضر این است که بینش حافظ با توجه به دو وجه محسوس و معقول مذکور، دارای چه ابعادی بوده و چگونه قابل تبیین است؟ شرح حافظ از ساختار نظر خود به مدد ابیاتش نشانگر آن است که همه وجوه دید حافظ اعم از حسی و فراحسی، تحت سیطره جمال مطلق واحد هستی است. چشم او چون کوشک و حدیقه‌ای پر فر و مهابت است که تمامی ارکان و اجزای ایجاد و بقای آن در وحدت یکپارچه‌ساز رخ دلدار گرد آمده‌اند. ساختمان چشم و لوازم لازم در عملکرد عالی و صحت بینایی، مصالح لازم در ارتقا و بهبود دیدار و نیز، سطح و سعه بینش و مراتب رسوخ دیدار در جوانب جهان، بنا بر روایت شاعر در ابیات، جملگی در ید اراده و تحت اشراف و استیلای کمال و جمال و جلال اوست و بینشی را ایجاد می‌کند که در تمامی سطوح با رخ واحد حقیقت یگانه گشته و تماما &amp;amp;laquo;او&amp;amp;raquo; شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین نظریه زیبایی شناسی توماس آکویناس در تصاویر کتاب ایام پربرکت دوک دوبری</title>
      <link>https://el.itaihe.ac.ir/article_735006.html</link>
      <description>با رسمیت شناختن دین مسیحیت توسط امپراطور کنستانتین، کلیسا با اقتدار و تسلط در مرکزیت عالم مسیحی اداره امور سیاسی و اجتماعی را بر عهده گرفت و صومعه‌های مسیحی در راستای تحقق اهداف فرهنگی و دینی تاسیس شدند. از جمله اقدامات صومعه‌ها برای حفظ تعالیم دینی تهیه نسخه‌های مذهب بود. روند کتاب‌آرایی علی‌رغم محدودیت‌های هنرمندان سده‌های میانه در انتخاب موضوع برای تصویرسازی با سبک‌های خاص و تزیینات پیچیده ادامه یافت. در اواخر سده‌های میانه علاوه بر روایات مذهبی، مضامینی عامیانه‌تر وارد عرصه کتاب‌آرایی شد. کتاب مصور ایام پر برکت دوک دوبری که در قرن 14 میلادی در فرانسه مصور شده است؛ نمونه بارز کتاب‌آرایی ملهم از نگرش دینی و نفوذ فلسفه مدرسی در سده‌های میانه محسوب می‌شود. نظریات توماس آکویناس حول محور نور و روشنی و وضوح و کمال در تزیینات و تصاویر نسخه مشهود است. در این راستا اهداف مقاله تحلیل زیبایی‌شناسی تصاویر بر مبنای نظریه آکویناس و بررسی تاثیر اندیشه‌های وی در ترسیم نقش‌مایه‌ها و رنگ‌آمیزی کتاب ایام پر برکت دوک دوبری است. فرضیه پژوهش بر اساس میزان الهام‌پذیری اندیشه‌های آکویناس در ترسیم تصاویر مورد بحث استوار است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که تصاویر نسخه دوک دوبری با اتکا به مفهوم زیبایی شناسی در نظریات آکویناس در تداوم سنت مسیحی قرار دارد و شاخصه‌های غالب در نسخه دوک دوبری با مفهوم زیبایی‌شناسی مذکور تناسب دارد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
