گروه حکمت هنر، دانشکده دین و هنر، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران
10.22034/toa.2026.2079087.1517
چکیده
این پژوهش با هدف ارائه یک مدل تحلیلی نوین و بینارشتهای برای فهم آثار هنری نمادین در بستر حکمت اسلامی، به تحلیل عمیق عکس شمایلگونه شهید چمران و گل آفتاب گردان اثر کاظم اخوان میپردازد. این اثر، به عنوان یکی از ماندگارترین تصاویر فرهنگ پس از انقلاب، اغلب با رویکردهای توصیفی یا تاریخی تحلیل شده که از تبیین سازوکارهای تأثیرگذاری عمیق آن بازماندهاند. مسئله اصلی این تحقیق، پر کردن این شکاف از طریق تبیین علمی فرآیندهای شناختی است که از طریق آن، یک اثر بصری میتواند از سطح ثبت واقعیت (بصر) فراتر رفته و به تجلیگاه حسنبینی (ادراک کمال و غایت وجودی، متمایز از زیبایی حسی) تبدیل شود. این مقاله با ایجاد پیوندی نوآورانه میان مبانی نظری تفکر غایتنگر هنرمند و ابزارهای تحلیلی علوم شناختی استدلال میکند. طبق این مدل، قدرت این عکس در توانایی آن برای فعالسازی همزمان دو طرحواره ذهنی متضاد مبارزه و لطافت نهفته است. در نهایت، برای اعتبارسنجی این خروجی شناختی، از شاخصهای پرسشنامه ارزیابی اثر هنری (اخوت، ۱۳۹۷) که مفهوم فلسفی حُسن را به معیارهای عملیاتی و ارزشبنیان تبدیل میکند، استفاده شده است. نتایج نشان میدهد که مفهوم خلقشده، انطباق کاملی با معیارهای یک اثر هنری حُسنمحور دارد. این پژوهش نه تنها مدلی کارآمد برای تحلیل هنر معنوی ارائه میدهد، بلکه نشان میدهد که چگونه یک رویکرد شناختی میتواند به شکل مؤثری، فرآیند ادراک زیباییشناسی معنوی را مدلسازی کند.