گستره تاثیر ادراک دیداری به دلیل ساختار صوری و فیزیکی آن و ارتباط وثیق با مغز و پردازش ذهنی و همچنین تاثیرات عمیق در ابعاد گوناگون اندیشه بسیار وسیع بوده و در ایجاد بینش انسانی موثر است. مسئله اصلی پژوهش حاضر، بررسی ماهیت و کیفیت بینش حافظ است. چراکه وی به مثابه شخصیتی بی بدیل در ادب عرفانی پارسی دارای بینشی جامع و پربار در سطوح متعدد دیدار است و به نظر میرسد بعد هنری شخصیت او موجب تعمیق سطح محسوس نگاهش و وجه عرفانی وجودش موجب تعمیق وجه معقول نظر اوست. برهمین مبنا پرسش پژوهش حاضر این است که بینش حافظ با توجه به دو وجه محسوس و معقول مذکور، دارای چه ابعادی بوده و چگونه قابل تبیین است؟ شرح حافظ از ساختار نظر خود به مدد ابیاتش نشانگر آن است که همه وجوه دید حافظ اعم از حسی و فراحسی، تحت سیطره جمال مطلق واحد هستی است. چشم او چون کوشک و حدیقهای پر فر و مهابت است که تمامی ارکان و اجزای ایجاد و بقای آن در وحدت یکپارچهساز رخ دلدار گرد آمدهاند. ساختمان چشم و لوازم لازم در عملکرد عالی و صحت بینایی، مصالح لازم در ارتقا و بهبود دیدار و نیز، سطح و سعه بینش و مراتب رسوخ دیدار در جوانب جهان، بنا بر روایت شاعر در ابیات، جملگی در ید اراده و تحت اشراف و استیلای کمال و جمال و جلال اوست و بینشی را ایجاد میکند که در تمامی سطوح با رخ واحد حقیقت یگانه گشته و تماما «او» شده است.