مطالعه تطبیقی رویکردهای تاریخی و جامعه‌ شناختی درباره ماهیت هنر اسلامی در آرای عفیف البهنسی و فردریک معتوق

نوع مقاله : علمی پژوهشی

نویسندگان
1 پژوهش هنر، دانشگاه هنر و اندیشه اسلامی قم
2 استادیار و هیات علمی پژوهش هنر، دانشگاه هنر و اندیشه اسلامی قم
10.22034/toa.2025.2062052.1502
چکیده
هنر اسلامی به عنوان یک میراث فرهنگی غنی، نتیجه تعامل آموزه‌های اسلامی با سنت‌های مختلف در قلمرو تمدن اسلامی است و در قالب‌هایی مانند معماری، خوشنویسی و تزئینات هندسی نمایان می‌شود. تعریف این هنر به دلیل تنوع دیدگاه‌ها و تأثیرات تاریخی و فرهنگی همواره مورد بحث بوده است. تاریخ‌نگاران هنر اسلامی را وابسته به شرایط تاریخی می‌دانند، در حالی که جامعه‌شناسان آن را محصول ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی می‌انگارند. این رویکردها به جنبه‌های مختلف ماهیت هنر اسلامی اشاره دارند. پژوهش حاضر به بررسی مفهوم هنر اسلامی از دیدگاه تاریخی و جامعه‌شناختی با اتکا به نظرات عفیف البهنسی و فردریک معتوق می‌پردازد. هدف این است که تمایزها و همپوشانی‌های این دو رویکرد در تعریف هنر اسلامی را کشف کند. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی-تطبیقی است و با مرور منابع کتابخانه‌ای، نظریات دو اندیشمند بررسی می‌شود. نتایج نشان می‌دهد که هنر اسلامی می‌تواند به عنوان امتداد سنت‌های هنری پیش از اسلام و پدیده‌ای نوظهور ناشی از تحولات معرفتی اسلام تحلیل شود. در حالی که البهنسی بر تداوم تاریخی تأکید دارد، معتوق بر گسست معرفتی تمرکز می‌کند، اما هر دو بر این نکته توافق دارند که هنر اسلامی بازتاب‌دهنده جهان‌بینی توحیدی و مفاهیم عمیق معنوی است

کلیدواژه‌ها



مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 09 آذر 1404