نمادهای هنری منجی در شعر نیمایوشیج، اخوان ثالث و سهراب سپهری

نوع مقاله : علمی پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد زاهدان
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی،دانشگاه آزاد اسلامی واحد زاهدان(نویسنده مسئول)
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد زاهدان
10.22034/toa.2025.2035378.1428
چکیده
نیمایوشیج آغازگر نمادگرایی هنری در شعر معاصر است. پس از او اخوان ثالث نیز بر همین مسیر قدم گذاشت. سهراب هم شاعری نمادپرداز ودرون‌گراست. یکی از مسائل ارزشمند موردتوجه شاعران بحث منجی و انتظار است. نماد منجی در شعر شاعران موردتوجه به دو روش اشاره‌ی مستقیم و غیرمستقیم قابل‌بررسی است. وابستگی به طبیعت سبب خلق نمادهای طبیعی در شعرشان شده است. نمادهای طبیعی از محتویات ناخودآگاه ذهن شاعر حاصل می‌شود. پدیده‌های طبیعی ازجمله، درخت، رودخانه، گل، گیاهان،آفتاب، قطره، شب، روز، خورشیدو باران با کاربردی نمادین در شعرشان، نقش‌پردازی کرده‌اند. ازپدیده‌های غیرطبیعی به چراغ، ناقوس، فانوس، قایق و جرس اشاره کرد. پرندگان و جانورانی چون مرغ، مرغ آمین، ققنوس، کَرَک، کک کی(گاو نر)، داروگ و سایر موجودات در این نمادپردازی سهیم هستند. هر سه شاعر در شعرشان عهده‌دار بشارت،مردم شده‌اند. این نوع بشارت، بیانگر نوعی رسالت اجتماعی است، تا مردم غافل را بیدار کنند. در این پژوهش چگونگی کاربرد نمادهای هنری منجی بررسی‌؛ و نشان داده‌شده است؛ شاعران موردتوجه برای منجی از چه نمادهایی بهره برده‌اند.

کلیدواژه‌ها



مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 09 آذر 1404