زبان استعاری نظامی گنجوی در بیان مسائل فلسفی: مساله همه عاشق انگاری

نوع مقاله : علمی پژوهشی

نویسندگان
1 گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشکده الهیات دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری دانشگاه تهران
10.22034/toa.2025.2032047.1419
چکیده
حکیم نظامی گنجوی در قامت یک هنرمند، به زبان شعر و در لباس استعاره سخن می گوید اما در عین حال مسائل حکمی و فلسفی را درآثار مختلف خویش هنرمندانه مطرح کرده است. به عنوان مطالعه موردپژوهانه، در بخش دوازدهم منظومه خسرو و شیرین پنج گنج حکیم نظامی عشق را کششی در طبایع خوانده و قوام آفرینش را بسته به آن می‌داند.این تعابیر نشان می دهد حکیم گنجه قائل به معنایی از عشق است که در همه طبایع، به واقع در همه اجزای هستی جریان دارد. در این مقاله با روش تحلیلی-تطبیقی با رویکردی تبارشناسانه ریشه یابی می‌کند که همه عاشق انگاری در جهان بینی نظامی یک تخیل شاعرانه صرف نیست، بلکه بازتابی خلاقانه ازآرای حکیمانی چون ابن‌ سینا و شیخ اشراق است. بوعلی از عشق دو تعریف آورده که یکی تنها بر اساس کمال است و تعریف دیگر علاوه بر کمال، مبتنی بر ادراک است. بنا بر تعریف نخست، هیچ موجودی از شمول عاشقی بیرون نیست، هر چند بیش‌تر اشیا به عشق خویش عارف نیستند. این عشق شامل دو گونه عشق طبیعی و ارادی است. عاشقی در تعریف دوم به موجودات ذی شعور اختصاص دارد. شیخ‌ اشراق نیز به تعاریف ابن‌ سینا وفادار و قائل به عشق فراگیر در دو گونه ارادی و طبیعی است و با زبان نمادین عشق عقلی را به تصویر کشیده‌ است. بنابراین عشقی که در همه اجزای عالم سریان داشته باشد در آرای فلسفی بوعلی و سهروردی ملاحظه شده است.

کلیدواژه‌ها



مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 09 آذر 1404