بررسی موسیقیِ شعرِ بیژن الهی با نظر به «پوئسیس» در آرای مارتین هایدگر (مطالعه‌ی موردی شعر «گنجشک »)

نوع مقاله : علمی پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه‌ی تطبیقی، دانشگاه قم، ایران.
2 دانشیار گروه فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی تهران واحد شمال
3 استاد دانشگاه
4 استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه قم.
10.22034/toa.2024.2025448.1405
چکیده
شاعرانِ پس از نیما رویکردهای متنوعی نسبت به موسیقیِ شعر داشته‌اند؛ برخی به موسیقی کلاسیک اصرار، برخی به وزنِ نیمایی مقیّد شده‌اند، برخی با حفظِ موسیقیِ نیمایی، شکاف‌هایی را در این وزن ایجاد کرده‌اند و برخی دیگر به دوری از وزنِ عروضی و نیمایی اصرار کرده‌اند. با توجه به دیدگاه هایدگر در رابطه با پوئسیس، چه معیاری برای تعیین رویکردی درست نسبت به موسیقیِ شعر وجود دارد و شعرِ بیژنِ الهی با توجه به این رویکرد چه جایگاهی دارد؟ پوئسیس در بررسی مسئله تعیین‌کننده خواهد بود. با توجه به این امر که حقیقت اول‌بار در شعر تجلّی پیدا می‌کند و شعر محاکات امری نیست که از پیش نزدِ شاعر محقق شده باشد، در نتیجه، موسیقیِ شعر را نمی‌توان از پیش به باوزنی یا بی‌وزنی محدود کرد. نیز با توجه به این که شعر عصاره‌ی زبان است، محلِّ ظهور همه‌ی ظرفیت‌های زبانی، از جمله ظرفیت‌های موسیقایی زبان نیز خواهد بود ؛ چنان‌چه شعرِ بیژنِ الهی دارای چنین ویژگیِ موسیقایی می‌باشد. این اثر می‌کوشد با توجه به دیدگاهِ هایدگر در رابطه با شعر و نسبتِ آن با حقیقت، مبنایی را برای موسیقیِ شعر، موردِ تأمّل قرار داده و شعرِ بیژنِ الهی را با توجه به این مبنا، با روشی تطبیقی مورد مطالعه و رویکرد او به موسیقیِ شعر را تبیین کند . بیژنِ الهی را به شاعرِ «شعرِ دیگر»، که جریانی است در دهه‌ی چهل شمسی، می‌شناسند. این پژوهش با روش توصیفی‌تحلیلی و با منابعِ کتابخانه‌ای، به خوانشِ موسیقاییِ بیژنِ الهی از شعر حافظ، موسیقیِ اشعارِ ترجمه، و شعرِ «گنجشک» پرداخته است.

کلیدواژه‌ها