هنر، معرفتی شهودی است که نقشی قطعی در تحول انسان دارد. هنر با داشتن رابطه ذاتی با زیبایی و نگاه زیباشناسانه به عالم و مبدأ عالم، توانسته است تأثیرات غیر قابل انکاری را در زندگی هر فردایجاد نماید و در جهت بخشی انسان به رویکرد باطنی و معنوی، او را از نابسامانیهای فراگیر جهان امروزبرهاند؛ البته، آن هنری که متصل به حقائق عالم ملکوت گردد. در اندیشه دینی، هر پدیدار اشارتی است به یک حقیقت متعالی و انسان آگاه در نیل به این حقیقت، راههای متعدد و متقنی را میتواند طی کند. نگارندگان میکوشند تا هنر را به عنوان یکی از طرق خداشناسی و معرفت حق تعالی، در کنار طرق دیگر، معرفی نموده و مورد واکاوی قرار دهند. بررسی هنر قدسی و شاخصة های آن برای ارتقاء کمالات انسانی و اهمیت دادن به رسالتهای معرفتی هنر، و امکان وقوعی آن در مسیر شناخت پروردگار، جزو اصلیترین مباحث این پژوهش میباشد.