متفکر خواه شاعر یا نویسنده اندیشههایی دارد که به مخاطب منتقل میکند اما مخاطب در مقابل این اندیشهها نسبت به باورهای پیشین مخالفت میکند، اندیشمند متوسل به ترفندها و شگردهایی میشود تا عقیدهی خود را بهحکم یک ادعا به وی بقبولاند و ثابت کند. مولانا که از سخنوران بزرگ است به دلیل آنکه غالباً در پی انتقال آموزههای حکمی و اخلاقی بوده سعی فراوانی در اقناعسازی مخاطبانش داشته است. وی ابتدا ادعایی مطرح میکند و برای اثبات آن متوسل به شگردهایی میشود که این شگردها در پژوهش حاضر به شیوه توصیفی و تحلیلی بررسیشده است و ما تحت عنوان شگردهای اثبات اقناع عاطفی و عقلی در دفتر ششم مثنوی گردآوردهایم و توضیح خواهیم داد. درنتیجه، پژوهشِ حاضر نگرش نسبتاً بدیع به مثنوی است و تلاشی نو در تحقیقات بینرشتهای محسوب میشود بر این اساس که شیوههای اقناع مخاطب در علوم تربیتی از دو طریق عاطفی و عقلی معرفی و شگردها جمعآوری و آرایه و استخراج و مورد بررسی قرارگرفته است.