نظریه هنر فاضله در مقایسه ای با نظریات سنت گرایی و تاریخی نگری

نوع مقاله : علمی پژوهشی

نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی و عضو هیئت علمی دانشکده الهیات و معارف دانشگاه تهران.
2 دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه شهید بهشتی.
3 دانشجوی دکتری دانشگاه هنر تهران.
چکیده
نظریه های گوناگون از هنر دینی یا هنر اسلامی در منجر به مفهوم سازی های مختلف از هنر اسلامی می شود. پیرامون هنر مقدس و هنر اسلامی مفهوم سازی هایی از بورکهارت و تابعان وی و نیز گرابار و همانندان او در سده اخیر مطرح شده است. در نظریه سنت گرایی متعلق به بورکهارت، مولفه معنوی و قدسی اخذ شده و در نظریه تاریخی نگری متعلق به گرابار مولفه سعه تاریخ تمدنی ملحوظ است. سومین نظریه که در مقایسه با دیگر نظریه ها کارآمدی و جهان شمولی آن آشکار می شود، نظریه هنر آرمانی مدینه فاضله فارابی یا هنر فاضله است. نظریه هنر فاضله با دیدگاه های سنت گرایان در ستیز نبوده مصادیق آنها را لزوما نفی نمی کند و در عین حال مصادیق گسترده تری را پوشش می دهد. نظریه بورکهارت دایره هنر و معماری اسلامی را کوچک کرده از تبیین مصادیق فراوانی ناتوان است. سعه تاریخ تمدنی نظریه گرابار تا آنجا پیش می رود که مصادیقی را با عنوان هنر اسلامی معرفی می کند که به روشنی در تعارض با تعالیم و آداب اسلامی است. نظریه هنر فاضله فارابی از این دو آسیب عاری است.
کلیدواژه‌ها