<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>موسسه آموزش عالی هنر و اندیشه اسلامی</PublisherName>
				<JournalTitle>الهیات هنر</JournalTitle>
				<Issn>2383-1227</Issn>
				<Volume>1396</Volume>
				<Issue>8</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>کارکردهای هنر و خطابه در مدینه فاضله</ArticleTitle>
<VernacularTitle>کارکردهای هنر و خطابه در مدینه فاضله</VernacularTitle>
			<FirstPage>5</FirstPage>
			<LastPage>24</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">32843</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>نادیا</FirstName>
					<LastName>مفتونی</LastName>
<Affiliation>گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشکده الهیات دانشگاه تهران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-7251-2027</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مائده</FirstName>
					<LastName>رحمانی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>09</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>هنر در مدینه فاضله فارابی از جایگاه ویژه ای برخوردار است و هنر فاضله از موثرترین عوامل در سعادت فرد و جامعه به شمار می آید. فارابی در اندیشه خوشبختی افراد و جوامع بشری است و نهایت سعادت را سعادت عقلی و شناخت حقایق معقول می داند. اما به نظر وی عامه مردم یا بر حسب طبیعت خود یا بنا به عادات اکتسابی یا حتی گاه به جهت سنخ برخی از معقولات، قادر به آگاهی تصوری و تصدیقی نسبت به حقایق معقول نیستند. پیامبران از راه وحی، خوشبختی و حقیقت معقول را برای افراد و جوامع بشری در لباس خیال و اقناع ارایه می دهند و در پیروی آنها، اصحاب هنر و در کنار ایشان اصحاب خطابه به شیوه های تخییلی و اقناعی، تصور و تصدیق سعادت و حقیقت را میان مردم مدینه فاضله انتشار می دهند. در مدینه فاضله، از یک سو شاعران و هنرمندان تخیل را در راستای تصور ذات و حقیقت امور به کار می برند و از دیگر سو خطیبان روش های اقناعی را با هدف ترویج مضمون برهان عقلی استفاده می کنند. از نگاه فارابی، سرگرمی در هنر فاضله جایز است و معیار و میزان مشخصی دارد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هنر در مدینه فاضله فارابی از جایگاه ویژه ای برخوردار است و هنر فاضله از موثرترین عوامل در سعادت فرد و جامعه به شمار می آید. فارابی در اندیشه خوشبختی افراد و جوامع بشری است و نهایت سعادت را سعادت عقلی و شناخت حقایق معقول می داند. اما به نظر وی عامه مردم یا بر حسب طبیعت خود یا بنا به عادات اکتسابی یا حتی گاه به جهت سنخ برخی از معقولات، قادر به آگاهی تصوری و تصدیقی نسبت به حقایق معقول نیستند. پیامبران از راه وحی، خوشبختی و حقیقت معقول را برای افراد و جوامع بشری در لباس خیال و اقناع ارایه می دهند و در پیروی آنها، اصحاب هنر و در کنار ایشان اصحاب خطابه به شیوه های تخییلی و اقناعی، تصور و تصدیق سعادت و حقیقت را میان مردم مدینه فاضله انتشار می دهند. در مدینه فاضله، از یک سو شاعران و هنرمندان تخیل را در راستای تصور ذات و حقیقت امور به کار می برند و از دیگر سو خطیبان روش های اقناعی را با هدف ترویج مضمون برهان عقلی استفاده می کنند. از نگاه فارابی، سرگرمی در هنر فاضله جایز است و معیار و میزان مشخصی دارد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هنر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خطابه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مدینه فاضله</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سرگرمی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فارابی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://el.itaihe.ac.ir/article_32843_4860f5cbea5e5dbb3b1d6d94c2157df5.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>موسسه آموزش عالی هنر و اندیشه اسلامی</PublisherName>
				<JournalTitle>الهیات هنر</JournalTitle>
				<Issn>2383-1227</Issn>
				<Volume>1396</Volume>
				<Issue>8</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>embodiment in mystical literature Based on Marloponty&#039;s phenomenology</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تن-آگاهی در ادبیات عرفانی بر اساس پدیدارشناسی مرلوپونتی</VernacularTitle>
			<FirstPage>25</FirstPage>
			<LastPage>52</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">32844</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>رسول</FirstName>
					<LastName>کمالی دولت آبادی</LastName>
<Affiliation>عضو هیات علمی موسسه آموزش عالی سپهر اصفهان</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>04</Month>
					<Day>16</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>به‌زعم مرلوپونتی، بدون بدن هیچ هستی‌مندی در جهان و هیچ درکی از اشیاء و موضوعات آن وجود ندارد. مرلوپونتی با رد «سوژۀ استعلایی و بدون اندام» در فلسفۀ خود به طرح سوژه‌ای می‌پردازد که از بدن جدا نیست: تن-سوژه (Flesh). بدین ترتیب، ادراک به‌منزلۀ به‌ظهور‌رساندن معنا یا عملی از طریق بدن است و تجربۀ ادراکی هر فرد -به‌منزلۀ امری تنانه، پیشاتأملی، پیشاآگاهانه، واقعی و جسمانی و لذا به‌مثابۀ «تن-آگاهی»- حالاتی نامفهوم از وجود را آشکار می‌کند. حالاتی که حتی حوزه‌های خیال، عاطفه و احساس، فهم درونی، خلاقیت و آفرینش هنری-ادبی را در بر می‌گیرد.&lt;br /&gt; با تکیه بر این منظر، تجارب عارفانه امری درهم‌تنیده با بدن تلقی می‌شوند و این به‌معنای تعارض خاستگاه جهان عارفانه با جهان سنت نیست: عارف به‌مثابۀ سوژه‌ای بدن‌مند با التفات (Intention) یعنی قصدیت و جهت‌مندی نسبت به پدیده‌های ادراک‌پذیر و تأثیر از آن، جهان مشترکی را میان سنت و بدن برمی‌سازد تا موضوع عرفانی طی تجربه‌ای بدن‌مند برای وی بروز یابد ‌و طی فرایند آفرینش، در اثر ادبی او نمایان شود. به تعریفی دیگر، جهان زیستۀ عارفِ هنرمند همان جهان و سنت است و اما اثر وی خاستگاه سنت را آن‌گونه که برتن-سوژه پدیدار می‌شود، نشان می‌دهد.&lt;br /&gt; این مقاله ضمن بررسی دیدگاه مرلوپونتی نسبت به چهار موضوع سوژه، جهان، دیگری و خدا تلاش دارد تا روش پدیدارشناسی وی را –پس از نقد نگرش خداناباورانۀ او و رفع آن- به خدمت گیرد و به شرح و تبیین «فرایند تجربه و آگاهی تنانۀ عارف از موضوع سنت (شناخت و عبادت حق) و نمود آن در ادبیات عرفانی» بپردازد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">به‌زعم مرلوپونتی، بدون بدن هیچ هستی‌مندی در جهان و هیچ درکی از اشیاء و موضوعات آن وجود ندارد. مرلوپونتی با رد «سوژۀ استعلایی و بدون اندام» در فلسفۀ خود به طرح سوژه‌ای می‌پردازد که از بدن جدا نیست: تن-سوژه (Flesh). بدین ترتیب، ادراک به‌منزلۀ به‌ظهور‌رساندن معنا یا عملی از طریق بدن است و تجربۀ ادراکی هر فرد -به‌منزلۀ امری تنانه، پیشاتأملی، پیشاآگاهانه، واقعی و جسمانی و لذا به‌مثابۀ «تن-آگاهی»- حالاتی نامفهوم از وجود را آشکار می‌کند. حالاتی که حتی حوزه‌های خیال، عاطفه و احساس، فهم درونی، خلاقیت و آفرینش هنری-ادبی را در بر می‌گیرد.&lt;br /&gt; با تکیه بر این منظر، تجارب عارفانه امری درهم‌تنیده با بدن تلقی می‌شوند و این به‌معنای تعارض خاستگاه جهان عارفانه با جهان سنت نیست: عارف به‌مثابۀ سوژه‌ای بدن‌مند با التفات (Intention) یعنی قصدیت و جهت‌مندی نسبت به پدیده‌های ادراک‌پذیر و تأثیر از آن، جهان مشترکی را میان سنت و بدن برمی‌سازد تا موضوع عرفانی طی تجربه‌ای بدن‌مند برای وی بروز یابد ‌و طی فرایند آفرینش، در اثر ادبی او نمایان شود. به تعریفی دیگر، جهان زیستۀ عارفِ هنرمند همان جهان و سنت است و اما اثر وی خاستگاه سنت را آن‌گونه که برتن-سوژه پدیدار می‌شود، نشان می‌دهد.&lt;br /&gt; این مقاله ضمن بررسی دیدگاه مرلوپونتی نسبت به چهار موضوع سوژه، جهان، دیگری و خدا تلاش دارد تا روش پدیدارشناسی وی را –پس از نقد نگرش خداناباورانۀ او و رفع آن- به خدمت گیرد و به شرح و تبیین «فرایند تجربه و آگاهی تنانۀ عارف از موضوع سنت (شناخت و عبادت حق) و نمود آن در ادبیات عرفانی» بپردازد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تن-آگاهی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مرلوپونتی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ادبیات عرفانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پدیدارشناسی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://el.itaihe.ac.ir/article_32844_b8cb83e13975b41b54dd67ad22984d83.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>موسسه آموزش عالی هنر و اندیشه اسلامی</PublisherName>
				<JournalTitle>الهیات هنر</JournalTitle>
				<Issn>2383-1227</Issn>
				<Volume>1396</Volume>
				<Issue>8</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>The place of letters to the mystics and it&#039;s effect on Islamic calligraphy.</ArticleTitle>
<VernacularTitle>جایگاه حروف نزد عرفا و تأثیر آن بر هنر خوشنویسی اسلامی</VernacularTitle>
			<FirstPage>53</FirstPage>
			<LastPage>83</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">32845</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>عبدالله</FirstName>
					<LastName>محمدی پارسا</LastName>
<Affiliation>دانش آموخته سطح چهار حوزه و دانشجوی دکتری معارف اسلامی در دانشگاه معارف اسلامی قم، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حسن</FirstName>
					<LastName>بلخاری قهی</LastName>
<Affiliation>دانشیار دانشکده هنرهای تجسمی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-7927-5116</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>18</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>The Iranian art has different courses and in one of these periods, &quot;the mystical period&quot;, this art is very influenced by Islamic mysticism. Islamic calligraphy, as the noblest and most sacred art of the Islamic world, is more than any other art associated with Islamic mysticism. And in all its features and content mirrored the mystical symbols and the social influence of the mystics. The inward look and acceptance of spirituality for letters and words in this art are influenced by Islamic mysticism. This research first initially identified three levels in the mystic approach to letters, then, by explaining its Qur&#039;anic origins and its effects on the Islamic calligraphy, shows evidence of this effect. Evidence such as the type of writing of letters and Words, such as &quot;الف&quot;, &quot;م&quot;, &quot;لا&quot; and &quot;الله&quot; (“La”, “M”, “A” and “Allah”).To show that throughout history there has been a strong link between Islamic mysticism and calligraphy art.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">خوشنویسی اسلامی، به‌عنوان شریف‌ترین و قدسی‌ترین هنرِ جهان اسلام، بیش از هر هنر تجسمی دیگری با رویکردهای عرفانی و حِکمی همراه بوده و در غالب ویژگی‌های شکلی و محتوایی خود آینه‌دار نمادها و آموزه‌های عرفانی و نفوذ اجتماعی عرفا است؛ نگاه باطنی و قبول تقدّس و معنویت برای حروف و کلمات در این هنر قدسی که بیش از همه متأثر از رویکردهای عرفا به مسئله حروف است، بخش مهمّی از پیوند میان خوشنویسی و عرفان اسلامی را رقم زده است. این پژوهش، ابتدا جایگاه حروف در نزد عرفا را در قالب سه سطح بیانی شناسایی کرده و سپس با تبیین خاستگاه قرآنی آن و تأثیرات این نوع نگاه بر هنر خوشنویسی، در مسائلی چون اسلوب و روش نگارش حروف، محتوای نوشتاری و نیز ارشادات اساتید خوشنویسی، به ارائه شواهدی از این تأثیرگذاری همّت گمارده است. شواهدی مانند نوع نگارش حروف و ترکیباتی چون «الف»، «میم»، «لا» و «الله»؛ شکل‌های آموزشی و نمادین مفردات در قالب ابرو، دهان و طره‌ی گیسو و ... که همگی گواهی بر پیوند استوار خوشنویسی و عرفان است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">"خوشنویسی"</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">"عرفان"</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">"تصوّف"</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">"حروف"</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">"هنر عرفانی"</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://el.itaihe.ac.ir/article_32845_099546f43eb9438109dd51bfbdfd2eda.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>موسسه آموزش عالی هنر و اندیشه اسلامی</PublisherName>
				<JournalTitle>الهیات هنر</JournalTitle>
				<Issn>2383-1227</Issn>
				<Volume>1396</Volume>
				<Issue>8</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>position of symbol in view Suhrawardi on book «Hikmat al-Ishragh»</ArticleTitle>
<VernacularTitle>جایگاه رمز در اندیشه سهروردی بر اساس کتاب «حکمة الاشراق»</VernacularTitle>
			<FirstPage>83</FirstPage>
			<LastPage>106</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">32846</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>علی</FirstName>
					<LastName>محمدپور</LastName>
<Affiliation>مدرسه اسلامی هنر</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ابوالقاسم</FirstName>
					<LastName>حسینی ژرفا</LastName>
<Affiliation>استاد</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2016</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>14</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>چکیده&lt;br /&gt; رمز و سمبول در نگاه سهروردی متفاوت با نگاه متفکران جدید است که رمز را امری قراردادی می‌دانند. زبان رمزی در نگاه اشراقیان بیانِ حقیقت می‌کند. رمزها رقیقه‌ای از حقایق عالم علوی هستند که قَنطره و پنجره‌ای رو به سمت بالا می‌گشایند. رمزها در بیان این حقایق شدت و ضعف دارند، و به عبارت دیگر مقول به تشکیک هستند. سهروردی علاوه بر کتاب‌های داستانی که مشتمل بر رمزهای مختلف است، کتاب‌های حکمی نیز دارد که مهمترین آنها کتاب «حکمۀ الاشراق» است. این کتاب، چنانکه از نامش پیداست، تنها کتابی فلسفی نیست بلکه در حقیقت کتابِ حکمت ذوقی است که عمدتاً با زبان نور و ظلمت بیان شده است. این کتاب مملو از رمزهایی است که سهروردی در این کتاب به ودیعه گذاشته است، تا اهلش از آنها مطلع شوند. به عنوان مثال، حکیم اشراقی از نور و ظلمت، طلسمات، صنم، آینه، عالم مثال و غیره صحبت می‌کند که هر یک را بار معنایی ویژه‌ای است. سعی ما در این تحقیق، طرح بعضی از رمزهای سهروردی در این کتاب و رمزگشایی آنها است</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">چکیده&lt;br /&gt; رمز و سمبول در نگاه سهروردی متفاوت با نگاه متفکران جدید است که رمز را امری قراردادی می‌دانند. زبان رمزی در نگاه اشراقیان بیانِ حقیقت می‌کند. رمزها رقیقه‌ای از حقایق عالم علوی هستند که قَنطره و پنجره‌ای رو به سمت بالا می‌گشایند. رمزها در بیان این حقایق شدت و ضعف دارند، و به عبارت دیگر مقول به تشکیک هستند. سهروردی علاوه بر کتاب‌های داستانی که مشتمل بر رمزهای مختلف است، کتاب‌های حکمی نیز دارد که مهمترین آنها کتاب «حکمۀ الاشراق» است. این کتاب، چنانکه از نامش پیداست، تنها کتابی فلسفی نیست بلکه در حقیقت کتابِ حکمت ذوقی است که عمدتاً با زبان نور و ظلمت بیان شده است. این کتاب مملو از رمزهایی است که سهروردی در این کتاب به ودیعه گذاشته است، تا اهلش از آنها مطلع شوند. به عنوان مثال، حکیم اشراقی از نور و ظلمت، طلسمات، صنم، آینه، عالم مثال و غیره صحبت می‌کند که هر یک را بار معنایی ویژه‌ای است. سعی ما در این تحقیق، طرح بعضی از رمزهای سهروردی در این کتاب و رمزگشایی آنها است</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رمز</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اشراق</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نور</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">صنم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">طلسم</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://el.itaihe.ac.ir/article_32846_654f3a10edb3bb1755a43cc4f9be9dc6.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>موسسه آموزش عالی هنر و اندیشه اسلامی</PublisherName>
				<JournalTitle>الهیات هنر</JournalTitle>
				<Issn>2383-1227</Issn>
				<Volume>1396</Volume>
				<Issue>8</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>The appearance of Islamic concepts in the decoration of Zarih</ArticleTitle>
<VernacularTitle>نمود مفاهیم اسلامی در تزئینات ضریح</VernacularTitle>
			<FirstPage>107</FirstPage>
			<LastPage>132</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">32847</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>زهره</FirstName>
					<LastName>شاهرودی</LastName>
<Affiliation>دانشکده هنر, دانشگاه سوره, تهران, ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>عبدالکریم</FirstName>
					<LastName>عطارزاده</LastName>
<Affiliation>دانشکده هنر، دانشگاه سوره تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>15</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>Zarih, a means of protecting the tomb and an area for the attendance of the pligrims, has always been the subject of Shia. It is make in different kinds and with verity of art work in accordance with the position of the buried. In addition to Shia, other Muslims in Iran and also other Islamic countries pay attention to Zarih making. However, the heavy attendance of Shias and the attention of Shia scholars in the history of Islam in Iran, has made Zarih making one of the most productive art of the industries in each period, and this precision is to the point that certain principles and rules have been set for Zarih making. This article seeks to understand and present these principles and disciplines and also to answer the question : what are the main decorations and patterns and what concept they follow? The method of this research is descriptive analytical and the method of gathering information is through library and field research. Investigations and adapting them to the points of views of the Zarih artists showed that the use of features of Islamic art has been associated with specific purposes, in which way the construction and decoration of Zarih is a means to be closer to God.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">ضریح به‌عنوان وسیله‌ای برای محافظت از مقبره و محدوده‌ای برای حضور زائران در کنار آرامگاه، همواره مورد عنایت شیعیان بوده و با توجه به جایگاه مدفون، به گونه‌ها و هنرنمایی‌های متنوعی ساخته شده‌است. علاوه بر شیعیان، دیگر مسلمانان در ایران و سایر کشورهای اسلامی نیز از آن بی‌بهره نبوده‌اند؛ اما سنگینی وزنه حضور شیعیان و توجه به بزرگان شیعه در طول تاریخ اسلام در ایران، ساخت ضریح را به یکی از پربارترین هنرصنعت‌های هر دوره تبدیل کرده و این دقت نظر تا جائیست که برای ساخت انواع ضریح‌ها اصول و قواعد خاصی را در نظر گرفته‌اند. این نوشتار به دنبال درک و ارائه این اصول و انتظام بخشی به آن‌هاست. با این هدف که سلائق و خلاقیت‌ هنرمند و صنعتگر ضریح ساز تا چه میزان بر پایه‌های اعتقادی برخاسته از اسلام استوار است. با این هدف، این مقاله به‌دنبال پاسخ این پرسش است که: عمده تزئینات و نقش و نگارهای ضریح کدامند و از چه مفاهیمی پیروی می‌کنند؟ روش این پژوهش، توصیفی-تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات، کتابخانه‌ای و میدانی می‌باشد. بررسی‌ها و تطبیق آن با نظر هنرمندان ضریح نشان داد‌؛ بهره‌گیری از ویژگی‌های هنر اسلامی با اهداف خاصی همراه بوده تا بدین وسیله ساخت و تزئین ضریح، وسیله ای برای نزدیکی بیشتر به خداوند باشد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ضریح</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نقش و نگارهای ضریح</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هنرشیعی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هنر اسلامی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://el.itaihe.ac.ir/article_32847_d68e3248465b4ce131253f229f1a6109.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>موسسه آموزش عالی هنر و اندیشه اسلامی</PublisherName>
				<JournalTitle>الهیات هنر</JournalTitle>
				<Issn>2383-1227</Issn>
				<Volume>1396</Volume>
				<Issue>8</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Explanation of Motion Perception by Using Ibn Sina&#039;s Perception Theory</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تبیین ادراک حرکت در فیلم با بهره‌گیری از نظریة ادراک ابن سینا</VernacularTitle>
			<FirstPage>133</FirstPage>
			<LastPage>158</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">32848</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>جواد</FirstName>
					<LastName>امین خندقی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه ادیان و مذاهب</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>نصرالله</FirstName>
					<LastName>حکمت</LastName>
<Affiliation>استاد دانشگاه شهید بهشتی</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>احمد</FirstName>
					<LastName>شهدادی</LastName>
<Affiliation>عضو هیئت علمی مدرسة اسلامی هنر</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>07</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>The study on problem of motion in the film or motion picture and its perception, is one of the important issue in the context of film theory. Among film theories, a third kind of film theory has grown up: cognitive film theory that deals with issues like this. The prevailing view in film theory is that motion in the film is perceptual illusion. In this research, using by the library collection, and qualitative analysis method, I present a formulation for motion in the film by using Ibn Sina&#039;s philosophy (especially his perception theory) as philosophical base. The results of this study shows that Currie&#039;s formulation is for rejection of illusion and is not a positive formulation. But I show that in the context of Ibn Sina&#039;s philosophy, there can be a positive formulation for motion in the film. Also, this research shows that that the Islamic philosophy field has the ability of philosophical discussion about film</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">پرداختن به مسئلة حرکت در فیلم یا تصویر متحرک و چگونگی ادراک آن، یکی از مهم‌ترین مسایل حوزة نظریة فیلم است. در میان نظریه‌های فیلم، جریانی با عنوان «نظریة شناختی» پدید آمد که به مسایلی از این دست می‌پردازد. دیدگاه غالب در نظریة فیلم این است که حرکت در فیلم، توهم ادراکی است. در این پژوهش با بهره‌گیری از روش تحلیل کیفی محتوا و گردآوری کتابخانه‌ای، در بستر فلسفة ابن سینا برای حرکت در فیلم صورت‌بندی ارایه می‌کنم. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که آن‌چه که برخی مانند کوری نیز بیان کرده‌اند نیز بیشتر صورت‌بندی برای رد توهم است تا صورت‌بندی ایجابی نیست. اما در بستر فلسفة سینوی، نشان دادم که می‌توان صورت‌بندی ایجابی برای تبیین حرکت در فیلم ارایه داد. همچنین این پژوهش نشان می‌دهد که فلسفة اسلامی ظرفیت ورود به مسایلی از این دست را دارد و می‌تواند زمینة فلسفی مناسبی برای بنای نظریة فیلم مبتنی بر فلسفة اسلامی باشد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حرکت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تصویر متحرک</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ادراک حرکت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ادراک فیلم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ابن سینا</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://el.itaihe.ac.ir/article_32848_59607b09bbc395991d9ead4e57696ec3.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
